دربارهٔ این اثر
مادر فسقلی و قلقی همیشه با آنها حرف می زد و آنها را از خطر آگاه می کرد.
دو موش بودند به نامهای فسقلی و قلقلی، آنها برادر بودند و مادرشان به آن ها علاقه بسیار داشت. مادر هر چه را که می دانست به آنها یاد می داد تا آنها بتوانند موشهای موفقی باشند. فسقلی نصیحت های مادر را دوست داشت. اما قلقلی این طور نبود ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۱ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست



