دربارهٔ این اثر
پیرمرد و پیرزن فقیری بودند که یک روز دیدند چیزی برای خوردن ندارند.
در زمان های قدیم زن و شوهر پیری زندگی می کردند که خیلی فقیر بودند. روزی پیرمرد که تنها دارایی شان یک کیسه گندم بود را از پیرزن گرفت تا آرد کند و نان بپزد. پیرمرد گندم ها را به آسیاب برد و آرد کرد. در راه برگشت خسته شد و در گوشه ای خوابش برد ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۰ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۴ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست