دربارهٔ این اثر

توی یه مزرعه‌ی قشنگ، لابه‌لای خوشه‌های گندم، چند تا گُلِ رنگارنگ بود. نزدیک غروب «یاسمن کوچولو» داشت به‌همراه خواهرِ بزرگ‌ترش «نسترن» قدم می‌زد که ناگهان چشمش به گُلای قشنگ افتاد. یاسمن باعجله رفت به‌طرف گل‌ها و ... .

کودکان با شنیدن این داستان یاد می‌گیرن که هیچ وقت گُلی رو از شاخه جدا نکنن.

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای اصلی۱۳ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست