دربارهٔ این اثر
کتاب شکرانه روایت زندگی مهیندخت نوری، مادر شهید سعید پیری، است.
نویسنده دربارۀ کتاب می گوید: «سوژه، زندگینامۀ شهید سعید پیری بود. وقتی با مادر این شهید بزرگوار آشنا شدم، بسیار شخصیتش به دلم نشست، با وجود اینکه پسر و دامادش را تقدیم انقلاب کرده بود، اما بسیار زندهدل بود. از این رو، باب آشنایی فراهم شد و نگارش کتاب «شکرانه بده» را آغاز کردم.»
در بخشی از کتاب می خوانیم:
«حق داشتم سعیدم را به قربانگاه نفرستم. حق داشتم بخواهم سعیدم برای همیشه پیش من مادر بماند. آن شب، در آن خلوت تاریک مطمئن شدم این لطف بینهایت خدا بود که در اراده و خواست جلوه کرد و فرصت پرواز را به سعید داد. صدای اذان که بلند شد، به خانه رفتم. عکس ماه توی حوض کوچک حیاط افتاده بود. دست کردم توی حوض. کمی آب پاشیدم روی شببو. یاد آن روزی افتادم که بوی تربت امام حسین (ع) بیهوشم کرد. تمام این مسیر را عاشقانه طی کرده بودم. خدا سعید را خریده بود و من برای این لحظهی باشکوه زیر دین امام حسین (ع) بودم. بچهها برای نماز بیدار شده بودند. وضو گرفتم. نماز خواندم. سعید رفیق خوب خدا شده بود. با تمام وجودم گفتم: خدایا شکرت.»
بخشهای شنیداری
۸ بخش- فصل اول۴۲ دقیقه
- فصل دوم۴۳ دقیقه
- فصل سوم۴۸ دقیقه
- فصل چهارم۳۹ دقیقه
- فصل پنجم۴۵ دقیقه
- فصل ششم۴۲ دقیقه
- فصل هفتم۴۱ دقیقه
- فصل هشتم۳۵ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۳ دقیقه و ۴۷ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۵ ساعت و ۳۵ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست