دربارهٔ این اثر

جرج، عنکبوت کوچولو، از آدم ها می ترسید.

عنکبوت کوچولو در تختش خوابید اما خواب بدی دید. جرج همیشه خیالبافی می کرد. او آدم ها را دوست نداشت. از آنها می ترسید.

هر جا که می رفت فکر می کرد آدم ها آنجا هستند و می خواهند او را اذیت کنند. او از پای آدم ها خیلی می ترسید.

او از غذا خوردن آدم ها هم خوشش نمی آمد.

پدر جرج تصمیم گرفت تا درست و حسابی با پسرش حرف بزند ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۲۹ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۵ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست