دربارهٔ این اثر
علی اصلا دلش نمی خواست بخوابد.
یک روز همه ی اعضا خانواده خوابیده بودند. فقط علی بیدار بود. ناگهان خواب از راه رسید و یکراست رفت توی چشم علی کوچولو.
علی که خوابش گرفته بود خیلی عصبانی شده بود. خواب به او گفت که من توی چشم تو رفته ام تا تو استراحت کنی. اما علی کوچولو با خواب دعوا کرد و گفت اصلا دلش نمی خواهد بخوابد خواب هم رفت پی کارش ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۲ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۸ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست