دربارهٔ این اثر

مسافر جوان در ده گردش می کرد و با همه ی مردم حرف می زد اما مردم چیزی از او نمی دانستند.

کشاورز در بیرون از ده مزرعه ای داشت و تا غروب در آنجا کار می کرد. یک روز مسافری از راه رسید که دنبال جایی برای ماندن می گشت. مسافر با او به مزرعه رفت و منتظر شد تا غروب شود.

اسم مسافر هرمس بود و همه ی مردم ده دیگر او را می شناختند. او می خواست به زحمتکش ترین مرد ده هدیه ای بدهد ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۱ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۵۵ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست