دربارهٔ این اثر

نرگس، دخترکی پرانرژی و کنجکاو بود که تازه تابستان امسال پا به دنیای بزرگ‌ترها گذاشته بود. با شروع فصل تابستان، شور و هیجان خاصی در دلش موج می‌زد.

امسال تابستان، مسجد برای دختران برنامه‌های ویژه‌ای داشت و نرگس با اشتیاق فراوان ثبت‌نام کرده بود.

اولین روز، با کوله‌پشتی کوچکش که پر بود از دفتر و مداد رنگی، راهی مسجد شد. هوا آفتابی و دل‌انگیز بود و بوی گل‌های شمعدانی در هوا پیچیده بود. وقتی وارد حیاط مسجد شد، دید که بچه‌های زیادی مثل خودش آمده‌اند. بعضی‌ها مشغول بازی‌های گروهی بودند و بعضی دیگر درحال صحبت با دوستانشان. اما نرگس مستقیماً به سمت سالن اصلی رفت، جایی که کلاس “رازهای قرآنی” برگزار می‌شد.

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای اصلی۸ دقیقه و ۸ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست