دربارهٔ این اثر

مجید کوچولو عاشق تابستون بود چون می تونست با پدرو مادرش بارها به دیدن مادر بزرگش به شهر دیگری بروند.

یک بار که با پدر و مادرش داشتند به دیدن مادربزرگ می رفتند از کنار رودخانه ایی گذشتند و مجید از پدرش خواست که برای بازی کمی آنجا بایستند. پدر قبول کرد و استادند .مجید همان طورکه داشت با سنگها بازی می کرد صدایی شنید. صدایی از داخل رودخونهگفت منم و از تو کمک می خوام.

داستانآرزوی رودخانه با اجرای خانم مریم نشیبا در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تهیه و تولید شده است.

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای اصلی۹ دقیقه و ۳۸ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست