دربارهٔ این اثر
کتاب دال سین خاطرات سرهنگ محمدجواد انشایی را به رشتهی تحریر در آورده است.
در بخشی از کتاب:
من محمدجواد انشایی هستم؛ در خردادماه 1312 در فسا به دنیا آمدم. پدرم احمدعلی انشایی روحانی بود. هیچ خاطرهای از مادرم ندارم. بعدها از پدرم شنیدم که وقتی 18ماهه بودم، مادرم و عمهام از منزل خارج شده و پاسبانهای رضاشاه چادر از سرشان کشیده و پاره کردهاند. مادرم که بسیار مؤمن و حساس بود، چند روز بعد از این اتفاق از شدت ناراحتی دق کرد و از دنیا رفت.
پس از فوت مادرم، پدرم دیگر ازدواج نکرد و با کمک عمهام تربیت من و برادر بزرگترم محمدکاظم را بهعهده گرفت.
بعدها محمدکاظم که پنج سال از من بزرگتر بود با دخترعمهام ازدواج کرد. من و برادرم برای حفاظت از خانواده وارد نظام شدیم. او افسر بازنشستهی شهربانی و من سرهنگ بازنشستهی ارتش جمهوری اسلامی ایران هستم.
بخشهای شنیداری
۱۱ بخش- فصل اول۲۶ دقیقه
- فصل دوم۳۴ دقیقه
- فصل سوم۳۲ دقیقه
- فصل چهارم۴۶ دقیقه
- فصل پنجم۴۰ دقیقه
- فصل ششم۲۹ دقیقه
- فصل هفتم۳۲ دقیقه
- فصل هشتم۳۳ دقیقه
- فصل نهم۳۵ دقیقه
- فصل دهم۵۰ دقیقه
- فصل یازدهم۲۲ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۳ دقیقه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۶ ساعت و ۲۰ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست