دربارهٔ این اثر

گرگ بدجنسی در دامنه ی کوهی زندگی می کرد و گوسفندان بیچاره را می خورد.

گرگ یک روز روباه را دید و از او خواست تا چند راسو وشغال و گربه ی بیابانی را پیش او بیاورد. شغال آنها را آورد و گرگ هم آنها را خورد.

روباه رفت تا ببیند گرگ در چه حالی است. اما متوجه شد که گرگ حیوانات را خورده است. روباه داشت دور می شد که شیری غرش کنان از راه رسید ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۱ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۵۵ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست