دربارهٔ این اثر

پرنده ای به نام هدهد در باغی در شهر کابل خانه داشت. پیرزنی در آن باغ زندگی می کرد که به هدهد غذا می داد.

پیرزن روزی هدهد را دید و گفت که این بچه هایی که می بینی دارند برای گرفتن پرنده ها تله می گذراند.

اما هدهد گفت که من بسیار باهوشم و هرگز به دام نمی افتم.

بچه ها ظهر که شد به خانه هایشان رفتند. هدهد هم پایین آمد تا دانه ها را بخورد اما حواسش پرت شد و پایش به یک تور نازک گیر کرد ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۹ دقیقه و ۵۷ ثانیه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۲۰ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست