دربارهٔ این اثر
آهو کوچولو داشت لب رودخانه آب می خورد که ببر از راه رسید.
آهو کوچولو ترسید و نقشه ای کشید تا از دست ببر رها شود.
او به ببر گفت: تو باید آدم بخوری تا سیر شوی. ولی ببر اصلا آدم را نمی شناخت.
آهو کوچولو ببر را کنار جاده برد تا آدم را به او نشان دهد ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۰ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۹ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست