دربارهٔ این اثر

تاریکی، خانه نداشت. جایی هم برای خواب نداشت. تنهای تنها بود.

تاریکی دوست داشت یه خانه ی گرم و نرم داشته باشد. به خانه ای رسید و در زد. پیرزن در را به رویش باز کرد و گفت: من تاریکی را دوست ندارم.

چون شب یه عالمه مهمان دارم و دلم نمی خواهد خانه تاریک باشد. زود از اینجا برو ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۲ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۴ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست