دربارهٔ این اثر
خان داداش داشت از خارج برمی گشت. فروغ و نیره خواهرهای او بودند.
فروغ و نیره خیلی خوشحال بودند. چون سی و دو سال می شد که آنها همدیگر را ندیده بودند.
حالا خان داداش شصت ساله بود و صورتش پر از چروک شده بود.
او دلش می خواست هر روز قورمه سبزی بخورد ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۱ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۲ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست