دربارهٔ این اثر

سیمین کفش های تق تقی اش را پوشیده یود. سارا، خواهر کوچک تر سیمین دلش می خواست کفش های تق تقی داشته باشد.

سارا از سیمین خواهش کرد تا کفش هایش را به او بدهد اما سیمین اصلا قبول نکرد.

سارا ناراحت شد و رفت توی حیاط زیر آفتاب نشست. مادر به او گفت که زیر آفتاب گرمازده می شود اما او قبول نکرد و همانجا نشست.

سارا با کفش های خودش راه می رفت و با دهانش صدای تق تق در می آورد. مادر از صدای تق تق او عصبانی شده بود اما او به مادر گفت که این صدای کفش من است ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۳ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۵۵ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست