دربارهٔ این اثر
روی پله های جلویی ویلا، سه بچه ی کوچک نشسته بودند.
مردی خوش لباس و شیک داشت بچه ها را نگاه می کرد.
مرد برای خرید یک ویلا آمده بود. مرد به بچه ها گفت: ویلای ویله کولا همینه؟
بچه ها خندیدند و شروع به شیطنت کردند. مرد می خواست آنجا را بخرد و خراب کند تا ویلای تازه ای در آنجا درست کند و در آنجا زندگی کند اما بچه ها اصلا دلشان نمی خواست آنجا فروخته شود ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۱ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۴۶ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست