دربارهٔ این اثر

مرد فقیری در کشور لیتوانی زندگی می کرد. او از دار دنیا فقط یک خروس داشت.

اما خروس این مرد فقیر می توانست حرف بزند. مرد غروب ها با خروسش درد و دل می کرد.

او به خروسش گفت: من برای یک لقمه نان باید صبح تا شب کار کنم. اگر جای بهتری سراغ داشتم هر چه زودتر از اینجا می رفتم.

خروس هم گفت: بله ارباب خیلی به تو ظلم می کند.

ناگهان ارباب از راه رسید و صحبت های مرد و خروسش را شنید ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۳ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۳۲ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست