دربارهٔ این اثر

مردی به جز لباس هایی تنگ و یک خر، چیزی در دنیا نداشت.

خر آنقدر لاغر بود که کسی نمی توانست رویش بنشیند. مرد می خواست خرش را بفروشد اما کسی آن را نمی خرید.

مرد تصمیم گرفت تا به کشوری برود که کسی خر ندیده باشد.

او به بازار رفت و خر را به مردم آن کشور معرفی کرد. خبر این حیوان جدید به گوش پادشاه رسید. پادشاه از خر لاغر خوشش آمد ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۲ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۵۹ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست