دربارهٔ این اثر

تخت چوبی قشنگی بود که هیچکس رویش نمی خوابید.

روزی از روزها که پنجره باز بود. گنجشکی تخت را دید و گفت: کاش تو تخت من بودی و من روی تو می خوابیدم و استراحت می کردم.

گنجشک گفت: من توی لانه ام همه چی دارم اما تخت ندارم. تو تخت من می شوی؟

تخت چوبی قبول کرد و خوشحال شد.

گنجشک هم خوشحال شد و به تخت چوبی گفت که بیا لبه ی پنجره و بپر پایین ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۰ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۱ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست