دربارهٔ این اثر

همه جا سفید بود و خرگوش کوچولو دلش می خواست بهار از راه برسد.

برف ها داشت آب می شد و خرگوش کوچولو که منتظر بهار بود از خواب بیدار شد و تند تند به طرف جنگل رفت.

او فکر می کرد که بهار در جنگل است. در راه جنگل پایش در چاله ی بزرگی افتاد. خرگوش کوچولو گفت: حتما بهار در این چاله است.

اما آنجا خانه ی بهار نبود. خانه ی موش کور بود ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۳ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۵۳ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست