دربارهٔ این اثر
هِنری و همسرش عزم سفر داشتند. با این همه دخترشان کِلود تنها نمی ماند چرا که عموزاده های او فرانسوا و میک و آنی به خانهی آنها آمده بودند و ماریای آشپز نیز از انها مراقبت می کرد. شبی اطلاعات علمی هنری به سرقت رفت و شب دیگر کلود و سگش ربوده شدند. یکی دو روز بعد دختری به نام ژو خبری از سارقین آورد. آنها فهمیدند کلود در خانه ی مِنیل زندانی شده بود. خانهی منیل روی صخره ای قرار داشت. بچه ها با قایق به سمت خانه ی منیل رفتند . کلود در یکی از اتاق های طبقه ی سوم زندانی بود. ژو خود را به آنجا رساند تا کلود را نجات دهد که صدای پایی شنید. کلود و ژو در اولین اتاق پنهان شدند. ژو جای خود را با کلود عوض کرد تا او بتواند فرار کند. منیل قصد داشت با مدارک به همراه کلود، با هلی کوپتر فرار کند که کلود تضمینی برای این فرار باشد، ولی وقتی او متوجه عوض کردن جای آنها شد به عموی ژو شک کرد که شاید قصد داشته سر او کلاه بگذارد. آن دو با هم درگیر شدند و ژو در اتاق را قفل کرد و به همراه بچه ها با قایق کلود آنجا را ترک کردند و کلید را به پلیس تحویل دادند...
بخشهای شنیداری
۸ بخش- فصل اول۲۳ دقیقه
- فصل دوم۲۳ دقیقه
- فصل سوم۲۱ دقیقه
- فصل چهارم۱۹ دقیقه
- فصل پنجم۲۰ دقیقه
- فصل ششم۲۲ دقیقه
- فصل هفتم۲۰ دقیقه
- فصل هشتم۲۲ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۲۳ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۵۱ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست