دربارهٔ این اثر
مادر رخت ها رو روی بند پهن می کنه، می پرسه: بچه فردا بارون میاد؟؟ بچه به آسمون نگاه می کنه، چشماش آبیه. میگه: نه، بارون نمیاد. مادر دانه ها رو در خاک می کاره....
بچه تکه ای از موهاش را می چینه و در خاک می کاره... پدر میگه خونه ارباب عجب بروبیاییه... عروسی پسر ارباب نزدیکه... پدر گونیِ نخها رو روی زمین خالی می کنه و میگه: تا عروسی پسر ارباب می بافی و تمومش می کنی...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- فصل اول۱۳ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۱۹ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲۲ دقیقه
پس از شنیدن کتاب
محتوای تکمیلی
- صدای نقد کتاب۹ دقیقه و ۶ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست