دربارهٔ این اثر
پیرمردی روستایی به نام «مسلم برار» از اینکه در همه جای ایران مردم به پا خاسته و علیه شاه شوریده اند و او دست روی دست گذاشته، ناراحت است. او پس از بررسی های زیاد به این نتیجه می رسد که باید دست به کار شد و ...
مسلم برار که تصمیم گرفته بود به تهران برود تا در مبارزه با ظلم و بیداد مردم شهر را همراهی کند، در مقابل زن بیمارش، ماه بانو، می ایستد و به دورانی می اندیشد که روزهای خوبی با او داشته است. او از اینکه زنش را در حال بیماری رها کند و به شهر برود، بیم دارد. نمی داند چه کند؟ از امامزاده محل اذن رفتن گرفته و تصمیمش قطعی است؛ اما زنش هم دچار فلجی درمان ناپذیر شده و از غصه مرگ نابه هنگام پسرشان درحال فروپاشی است. او سرانجام مقایل زنش زانو می زند و می گوید که مجبور است به تهران برود، چون انقلاب شده و شرافت مردم در خطر است...
بخشهای شنیداری
۷ بخش- فصل اول۱۹ دقیقه
- فصل دوم۱۵ دقیقه
- فصل سوم۱۷ دقیقه
- فصل چهارم۱۸ دقیقه
- فصل پنجم۱۷ دقیقه
- فصل ششم۱۶ دقیقه
- فصل هفتم۱۵ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۱۹ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۱ ساعت و ۵۷ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست