دربارهٔ این اثر
سلمان یک روز صبح که از خواب بیدار شد، متوجه شد صاحب زمین و دارایی پدرش شده است؛ چون پدرش مرده بود! اما ...
سلمان از این پس می تونست صبح ها تا هروقت دلش بخواد بخوابه . دیگه مجبور نیست در مزرعه به سختی کار کنه...می تونه یه خونه ی خوب در شهر بخره و از ده به شهر قاهره بره تا از زیبایی هاش لذت ببره...آیا سلمان مزرعه ی پدری رو رها می کنه تا خوش بختی حقیقی رو به دست بیاره...این ها رویاهای همیشه گی سلمان بودند و پایانی نداشتند...
بخشهای شنیداری
۲ بخش- فصل اول۱۲ دقیقه
- فصل دوم۱۱ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۳ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲۲ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست