راوی
اردشیر منظم — صفحهٔ ۹
همهٔ آثاری که در فهرست رسمی رادیو قصه با روایت اردشیر منظم ثبت شدهاند.
- اثر
- ۲۲۴
- بخش شنیداری
- ۲۴۶
- مدت کل
- ۳۷ ساعت و ۳۵ دقیقه
- بزرگسال
- ۲۲۴
گربه به خاک نرم رسید
گذر پوست به دباغ خانه می افتد
گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی
گوهر نشکنی، تیشه آهسته دار
گنج قارون دارد
می فهمی یه من ماست چقدر کره داره
لالایی بلدی چرا خوابت نمی بره؟
لحاف رو برای یک شپش دور نمی اندازن
مار خوش خط و خال
ماشین دودی راه انداختی؟
بهشت شداد
خروس بی محل بی وقت می خونه
مرغ همسایه غاز است
مرغ را دست شغال سپرد
برای خالی نبودن عریضه
مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید
جلوی توپچی ترقه در نکن
مگر من برمکی هستم؟
مگر من لولو خور خوره ام؟
من آنم که رستم بود پهلوان
موش را توی ده راه نمی دادند جارو به دمش می بست
موش و گربه بازی
مهره توان برد اگر مار بگذارد
هر تیری که در ترکش داشت انداخت