هاروکی موراکامی
«از دو که حرف میزنم، از چه حرف میزنم» سرگذشتنامه هاروکی موراکامی، نویسنده نام آشنای ژاپنی است که از زبان خودش نوشته شده است. در این کتاب که نگارش آن در تابستان ۲۰۰۵ آغاز شد و در پاییز ۲۰۰۷ به پایان رسید، موراکامی درباره خودش نوشته است. دوندهای نویسنده…
موراکامی که به «ریموند کارور» نویسنده داستانهای کوتاه آمریکایی علاقهمند است، نام کتاب خود را از مجموعه داستان معروف این نویسنده به نام «وقتی از عشق حرف میزنم، از چه حرف میزنم» گرفته است. او برای وام گرفتن از عنوان داستان کارور برای کتابش، از همسر کارور، «تس گالاگر» اجازه گرفته است.
اما چه چیزی باعث شد تا موراکامی دست به نوشتن چنین کتابی بزند؟ ماجرای دویدن از کجا شروع شد؟ موراکامی در برههای از زندگی خود بهاضافه وزن دچار شد و برای اینکه بتواند وزن خود را کم کند به دویدن روی آورد؛ اما دویدن کمکم تبدیل به یکی از عادتها و امور روزانه او تبدیل شد. او کمی بعد متوجه شد که دویدن تأثیر شگرفی بر زندگی و حتی نویسندگیاش گذاشته است. دویدن بهقدری برای موراکامی مهم شد که او را تا شهر آتن کشاند و در چندین مسابقه دو میدانی هم شرکت کرد. موراکامی در کتاب وقتی از دویدن صحبت میکنم در چه موردی صحبت میکنم از رویدادهای چهار ماه تمرین مداوم خود برای شرکت در مسابقات مارتن ۲۰۰۵ در نیویورک میگوید.
در بخشی از مقدمه مترجم درباره کتاب آمده است: «در کتابی که پیش رو دارید، او از خودش میگوید، از امور شخصی و برنامههای روزمرهاش، چیزهایی که دوست دارد یا ندارد، خاطراتش و در کل فلسفهی زیست و نوع نگاه خود را به پدیدهها و رخدادها برای ما آشکار میسازد.»
کتاب با پیشگفتاری تحت عنوان «رنج کشیدن اختیاری است» آغاز میشود. در این پیشگفتار هاروكي موراكامي انگیزهاش از نوشتن کتاب را آورده است. او در این باره گفته است: «کوشیدهام چکیده افکارم را درباره دویدن و معنا و مفهوم آن از دید خود گردآوری کنم. کتابی است که در آن به تفکر در باب موضوعات مختلف پرداختهام و خواستهام این تفکرات به بیرون نیز درز پیدا کند.»
در پایان کتاب نیز پسگفتاری با عنوان «بر جادههای گرداگرد جهان» آمده است که در آن موراکامی درباره مسابقاتی که شرکت کرده صحبت کرده و روند نگارش کتاب را در آن آورده است.
او «از دو که حرف ميزنیم، از چه حرف میزنیم» را با تقدیمنامهای به پایان برده است. در پایان کتاب موراکامی آمده است: «و در نهایت، این کتاب را به تمام دوندگانی که در جاده دیدهام – کسانی که ازشان جلو زدهام و کسانی که از من جلو زدهاند – تقدیم میکنم. بدانید که بدون وجود شما، من هیچ وقت نمیتوانستم به دویدن ادامه دهم.»
