نویسنده: هوشنگ مرادی کرمانی
فیلمنامه: داریوش مهرجویی، وحیده محمدی فرد
کارگردان: داریوش مهرجویی
بازیگران: گلاب آدینه، ژاله علو، نسرین مقانلو، پارسا پیروزفر، امین حیایی، …
«مهمان مامان» تاکید بر فرهنگ ایرانی دارد. فرهنگ خاصی که زیبا و خواستنی بهنظر میآید، ولی عموما افراط در آن مشکلاتی پیش میآورد. این خصلت چیزی نیست جز: مهمان نوازی، آبروداری، و گاهی تظاهر به داشتن چیزی که وجود ندارد.
داستان فیلم از این قرار است: مامان امروز منتظر دو مهمان عزیز است. این موضوع را تلفنی به او اطلاع دادهاند. حالا مهمان کیست!؟ تازه عروس و دامادی که در واقع پسر خواهر مامان است. این اولین بار است که ایندو به خانهی مامان میآیند، بنابراین انگار قرار است پاگشا شوند. مامان میخواهد آبروداری کند و پاگشای مفصلی برای این عروس و داماد برگزار کند اما چه کند که شوهرش – که عشق سینما و آپارتچی سینما است – شب دست خالی به خانه میآید. اما مامان در حل این مشکل تنها نمیماند. همسایههای او که از قضا همگی مانند خودش تنگدست هستند، به یاری او میآیند…
فیلم تصویری بسیار زیبا از قشری درگیر مشکلات زندگی ارایه میـدهد. قشر فقیر و طبقه محروم جامعه با همان فرهنگ خاص آبروداری ایرانی.
همه چیز در فیلم خوب است. فیلمنامه بهخوبی اقتباس شده است. بیان فیلم رئال و منطبق با واقعیات جامعه است ساده و صمیمی و سیال همه چیز را بیان می کند. بازی خوب بازیگران، حتی آنهایی که نقشهای حاشیهای را نیز در این فیلم به عهده دارند از نقاط متمایز فیلم است. حرکتهای حرفهای دوریبین، با ریتم هماهنگ فیلم به جلو میرود و حس اضطراب و هیجان و. .. را به جان بیننده میریزد و وی را با فیلم همراه میکند و عنصر عاطفه و همدلی و همسایه دوستی و نمایش آداب و رسوم هزاران ساله ایرانی را به او القا میکند.
فیلم یک نقطه قوت بسیار عالی دارد: فقر که در این فیلم وجود دارد، افراد را بی عزت نکرده، بلکه فقری باعزت است که در کنار بیکاری، اعتیاد، بحران، تعارف، عاطفه، رودربایستی، رنگ باختگی سنتهای ایرانی را تصویر میکند.
این فیلم که با قصه ساده و روان برگرفته از مسائل اجتماعی ایران در قالب طنز روایت شده، به رغم کمدی بودن، بدل به یک نگاه اجتماعی نیز میشود. تناقضات جاری در این فیلم خود به خود لبخند را به چهره مینشاند و در یک کلام از دیدن این فیلم میتوان لذت برد، خندید، اشک ریخت و تفکر و تأمل کرد.
نگاهی که در این فیلم به بیننده القا می شود آن است که معضل تاریخی این جامعه افراط و تفریط است، چرا که بالاخره مشکل سفره مامان از یخچال پدر یوسف حل می شود و آن همه همدلی و مهربانی به تنهایی قادر به حل مشکل نیست.
