نویسنده: هرمان ملویل
مترجم: پیمان چهرازی
ناشر: نشر آگه
«بِنیتو سِرنُو» داستان – گزارشی معمایی و وهم آلود درباره مواجه یک کشتی آمریکایی با یک کشتی مرموز اسپانیایی است که ناخدایش «دون بنیتو سرنو» نام دارد. این اثر برگرفته از یک رویداد واقعی است که حتی اسامی آن نیز تغییر نکردهاند. بسیاری از نویسندگان و منتقدان این اثر را به عنوان نافذترین و گزندهترین نگاه به بردهداری در کل آمریکا تحسین کردهاند.
سوال معروف «آماسا دلائو»، ناخدای کشتی آمریکایی، در آخرین گفتوگوی دو ناخدا، که: «چیه چنین گرد غمی بهت پاشیده؟» و جواب بنیتو سرنو: «سیاهها»، یکی از پر آوازهترین مکالمهها در سراسر داستانهای ملویل بوده است.
این اثر، با گذر زمان، به نحو فزایندهای به عنوان یکی از عالیترین دستاوردهای او شناخته شده و در عین حال، به یکی از نمونههای برجسته حضور راوی نامعتبر و گمراه کننده در تاریخ ادبیات بدل شده است، راوی غیرقابل اعتمادی که دائماً به سوءتفاهم خواننده دامن میزند.
