تا مرز فضانورد شدن
تانیا لی استون
«تا مرز فضانورد شدن» نوشتهی «تانیا لی استون» و ترجمهی «فرزانه یوسفی» روایت واقعی سیزده زن فضانوردی است که الهامبخش دختران جوان شدند.
تا مرز فضانوردشدن روایت شکستن مرزهاست. زمانی که آمریکا ناسا را در سال ۱۹۵۸ تشکیل داد، یک قانون نانوشته در آنجا وجود داشت؛ فضانوردان باید مرد و سفیدپوست باشند! تا مرز فضانورد شدن داستان واقعی سیزده زنی است که نه تنها سرسختتر از مردان بودند بلکه ثابت کردند آنقدر شجاعت دارند که حتی حکومت را به چالش بکشند. این زنان آزمایشهایی را از سرگذراندند که شبیه آزمایشهای فضانوردان عطارد بود، اما از سفر آنها جلوگیری شد. تعصب، حسادت و یادداشت یکی از مردان قدرتمند واشنگتن جلوی سفر آنها را گرفت. آنها درواقع هرگز بخشی از برنامهی فضایی عطارد نبودند، اما در نهایت الهام بخش و الگوی زنان جوانتر شدند و به آنها این قدرت و جسارت را دادند تا بتوانند به آسمان بروند. تا مرز فضانورد شدن داستان پیشگامان واقعی عصر فضانوردی است.
تا مرز فضانوردشدن داستانهای زندگی افرادی را نشان میدهد اما نه به سبک زندگینامههای مرسوم. داستانی دربارهی اینکه چطور چند زن فضانورد شدند، یک اثر تاریخی که زندگینامه هم محسوب میشود. تانیا لی استون نویسندهی کتاب تا مرز فضانورد شدن برای نوشتن یک روایت دربارهی عطارد تصمیم گرفت تا داستان زندگی سیزده زن را روایت کند، زنانی که تا مرز فضانورد شدن به معنای واقعی رفتند. ترکیب روایت تاریخی و زندگینامه کتاب را به یک اثر مهم تبدیل کرده است.
در بخشی از کتاب تا مرز فضانورد شدن میخوانیم:
زنی تنها، دور از جمعیت، ایستاده است. مضطرب، هیجانزده، بیطاقت، به جلو و عقب قدم میزند. از پشت نمیشود فهمید چندساله است. از ژاکت چرمی قهوهایرنگ و رو رفته و موهای دماسبی بلوندش چیزی پیدا نیست. اما اگر برمیگشت و به صف زنانی که پشت سرش در جایگاه تماشاگران نشسته بودند نگاهی میانداخت، میشد خطوطی را دید که زمان بر صورتش انداخته و لبخندی که رنگ اندوه دارد. اگرچه زنان پشت سرش مثل خواهرهای صمیمی نزدیک هم نشستهاند، زیرزیرکی میخندند، گاهی با هم شوخی میکنند و نگاههای معنادار به هم میاندازند، به او ربطی ندارد. آنها نیاز او را بهتنهایی درک میکنند. موقعیت فعلی برای همه حساس است، اما شاید برای «جِری کاب»، به طور ویژه حساستر. جِری بود که آنها را ترغیب و راهنمایی کرد تا رؤیاهایشان را زندگی کنند. جِری بود که از ابتدا باورداشت آنها در این ماجرا شانسی دارند. جِری که هنوز، تا همین امروز، در حال مبارزه برای تحقق رؤیایش است.
