خبر قصه

تعمید

نویسنده: مسعود ریاحی
ناشر: نیماژ

تعمید»، «علی‌مردون تفنگتو بردار بریم طهرون»، «آنجا که مروی به ناصرخسرو می‌رسد»، «آنجا که برج‌های آجرپزی‌ است»، «روده‌ کوچک»، «روده‌ بزرگ»، «دستگاه گوارش»، «یک‌ روز آقای ناظری در رودخانه غرق شد» و «پخشِ زنده» نُه داستان این کتاب را تشکیل می‌دهند.
عنصر پیوند‌ دهنده‌ نُه داستان «تعمید» حرکت دایره‌واری‌ست از تراژدی به کمدی؛ و یا بالعکس. وضعیت‌های ساخته‌شده در این داستان‌ها با هم‌زمان کردن تا‌ هم‌زمانی‌ها، تردیدهایی میان پوزخند زدن، اندوهگین‌ شدن، خندیدن و یا ترسیدن شکل می‌دهند و همین مؤلفه‌های آیرونیک موقعیت‌ها که از طرح جلد کتاب آغاز می‌شود و تا پایان، تا آخرین داستان، ادامه می‌یابد، موجب می‌شود در داستانی شغل کسی پرتاب هر روزه‌ خود از پنجره‌ خانه‌اش در خیابان باشد و یا در داستانی، مردم شاهد پخش زنده‌ دزدیدن بزرگ‌ترین برج میدان شهر باشند و برای تماشای دزدها هل‌هله و شادی سر دهند.