خبر قصه

جلال آل احمد

تهران – ایران
۲ آ‌ذر ۱۳۰۲ – ۱۷ شهریور ۱۳۴۸

داستان
پنج داستان / نفرین زمین / سنگی بر گوری / نون والقلم / مدیر مدرسه/ سرگذشت کندوها/ زن زیادی / سه تار / از رنجی که می‌بریم / دید و یازدید / مردی میان دو سنگ آسیا/ سرگذشت کندوها/ جزیره خارک دُر یتیم خلیج فارس

مقاله
گزارش‌ها
حزب توده سر دو راهی/ هفت مقاله/ غرب زدگی/ کارنامه سه ساله/ ارزیابی شتاب‌زده/ یک چاه و دو چاله/ در خدمت و خیانت روشنفکران / مکالمات/ نیما چشم جلال بود/ در خدمتیم/ اسرائیل، عامل امپریالیسم/ رمزگشایی نگاهی به نیما یوشیج و صادق هدایت

مشاهدات و سفرنامه‌ها
اورازان
تات‌نشین‌های بلوک زهرا / جزیرهٔ خارک درّ یتیم خلیج فارس / خسی در میقات / سفر به ولایت عزرائیل / سفر روس / سفر آمریکا/ سفر فرنگ
ترجمه
تشنگی و گشنگی (اوژن یونسکو) / چهل طوطی (قصه‌های کهن هندوستان) /عبور از خط (ارنست یونگر) / مائده‌های/ زمینی (آندره ژید) / کرگدن (اوژن یونسکو) /بازگشت از شوروی (آندره ژید)/ دست‌های آلوده (ژان پل سارتر)
سوء تفاهم (آلبر کامو ) / بیگانه (آلبر کامو) / قمارباز (فئودور داستایفسکی) / محمد و آخرالزمان (پل کازانو )/ عزاداری‌های نامشروع (محسن امین)

«جلال آل احمد» نویسنده بزرگ، منتقد نامدار، مترجم و فعال سیاسی معاصر، نقشی بی‌بدیل در پیشبرد ادبیات فارسی داشت. او تالیفات و ترجمه‌های ارزشمندی از خود به‌جای گذاشت و در سال‌های پایانی عمر خود با ایجاد تشکل‌ ادبی «کانون نویسندگان ایران» با همکاری نویسنده‌های سرشناس معاصر، جهشی بی‌سابقه در ادبیات، به‌ویژه نثر فارسی، به وجود آورد. جلال آل احمد برای دست‌یابی به شیوه‌ای منحصربه‌فرد در نویسندگی، سنت‌ها و قواعد دستور زبان فارسی را با شجاعتی کم‌نظیر درهم شکست و نثری نو پدید آورد.
آل احمد متفکری بود که در طول زندگی خود تحولات عقیدتی، سیاسی و فکری بسیاری را پشت سر گذاشت و در دهه چهل خورشیدی به اوج شهرت خود رسید. از دیدگاه پژوهشگران ادبی، جلال آل احمد جزو نویسندگان جریان‌ساز در ادبیات معاصر بود که از طریق ایجاد بحث‌های پردامنه بین نویسندگان معاصر، سبکی جدید در نثر فارسی ایجاد کرد. سبک ادبی و دیدگاه‌های این نویسنده مشهور که بخشی از آن‌ها در «یادنامه آل احمد» آمده است، موافقان و منتقدان بسیاری داشت.
حدود پنجاه اثر ادبی از جلال آل احمد به‌جای مانده است که «غربزدگی»، «مدیر مدرسه» و «خسی در میقات» از مهم‌ترین و معروف‌ترین آن‌ها محسوب می‌شوند. مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین تالیف او کتاب «غرب‌زدگی» است که منتقدان بسیاری در بین روشنفکران دارد. بسیاری از نویسندگان و طرفداران جلال آل احمد معتقدند برداشت‌هایی که از این کتاب شده، با آنچه مدنظر جلال آل احمد بوده است، یکی نیستند و محتوای کتاب غربزدگی در بسیاری از مواقع، برای دست‌یابی به اهدافی غیر از هدف نویسنده، مورد سوءاستفاده قرار گرفته است.
«جلال‌الدین سادات آل احمد»، معروف به «جلال آل احمد» روز دوم آذرماه سال ۱۳۰۲ در محله پاچنار و در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. خانواده او در اصل اهل طالقان و روستای اورازان بودند. پدرش سید احمد حسینی طالقانی از روحانیان صاحب منبر آن دوره بود که آرزو داشت از جلال آل احمد که بعد از هفت دختر نصیب او شده بود، جانشینی برای منبر خود تربیت کند.
جلال آل احمد دوره دبستان را در تهران به پایان رساند. پدرش از او خواست تحصیل را رها کند و مشغول کار در بازار شود؛ از این‌رو، به مشاغلی چون سیم‌کشی، چرم‌فروشی و تعمیر ساعت مشغول شد؛ اما علاقه او به تحصیل سبب شد دور از چشم پدر در دوره شبانه دبیرستان دارالفنون نیز ثبت‌نام کند تا ادامه تحصیل دهد.
جلال آل احمد دوره دبیرستان را به پایان رساند و به درخواست پدر، در سال ۱۳۲۲ هجری شمسی به حوزه علمیه نجف رفت؛ اما چند ماه بیشتر در آنجا نماند و به‌علت بی‌علاقگی به دروس حوزوی، به تهران بازگشت و تحصیل در گروه دانشسرای عالی را به حوزه ترجیح داد.
جلال آل احمد دوره دانشسرای عالی در رشته ادبیات را در سال ۱۳۲۵ به پایان رساند و به تدریس در مدارس تهران مشغول شد. او بعدها تحصیلات خود را در همین رشته تا مقطع دکتری ادامه داد؛ اما در آن مقطع از تحصیل انصراف داد و نتوانست مدرک دکتری خود را دریافت کند. بعد از آن در کنار معلمی، به تدریس در گروه ادبیات دانشسرای عالی، «دانشکده علوم تربیتی و هنرسرای عالی نارمک» و «موسسه تحقیقات اجتماعی» که زیرمجموعه دانشکده ادبیات تهران محسوب می‌شد نیز مشغول شد.
در سال ۱۳۲۸ با سیمین دانشور، اولین نویسنده مدرن ادبیات معاصر ایران ازدواج کرد؛ اما تا پایان عمر کوتاه خود صاحب فرزند نشد. او در سال ۱۳۴۱ برای تحقیق و مطالعه در مورد نشر کتاب‌های درسی به اروپا رفت و در همان سال در کنگره بین‌المللی مردم‌شناسی در شوروی شرکت کرد. در تابستان سال بعد نیز برای شرکت در سمینار بین‌المللی ادب سیاسی در دانشگاه هاروارد، راهی آمریکا شد.
جلال آل احمد علاقه ویژه‌ای به مسافرت داشت و به هر جای ایران که سفر می‌کرد، مشاهدات خود را به رشته تحریر درمی‌آورد. او در فروردین ماه سال ۱۳۴۳ هجری شمسی به سفر حج رفت و شرح مشاهدات خود را در کتابی به نام «خسی در میقات» منتشر کرد، شرح این کتاب عواطف مذهبی نویسنده که در کودکی با آن خو گرفته بود را به تصویر می‌کشید.
جلال آل احمد سال‌های پایانی عمر خود را در اسالم، واقع در استان گیلان گذراند تا اینکه در شهریور ۱۳۴۸ در سن ۴۶ سالگی دیده از جهان فروبست. سیمین دانشور، همسر جلال آل احمد، علت مرگ وی را ابتلا به برونشیت مزمن و عدم ترک سیگار اعلام کرد.
جلال آل احمد در طول زندگی خود تحولات فکری بسیاری را از سر گذراند. او که در خانواده‌ای روحانی بزرگ شده بود و تربیت مذهبی داشت؛ به‌علت آشنایی با آثار احمد کسروی در دبیرستان، به تحولات فکری دچار و اعتقادش به تشیع سست شد. او در هنگام حضور و فعالیت در حزب توده با مطالعه اندیشه‌های چپ مارکسیستی، کاملا به بی‌اعتقادی گروید. بی‌اعتقادی جلال آل احمد در دوره‌هایی از زندگی، بر قلم وی اثر گذاشت و در برخی آثارش نمایان شد؛ اما بعد از مدتی دوباره به مذهب بازگشت.
سرانجام درغروب روز هفدهم شهریور ماه سال ۱۳۴۸ در ۴۶ سالگی به‌طور ناگهانی از دنیا رفت. او وصیت کرده بود جسدش را در اختیار اولین سالن تشریح دانشجویان بگذارند؛ اما وصیت او مخالف شرع قلمداد شد و پیکرش را به امانت در مسجد فیروزآبادی شهر ری به خاک سپردند تا در فرصت مناسب آرامگاهی در شان ادبی او ساخته شود؛ هرچند این مهم تاکنون محقق نشده است. مزار او در زیر فرش‌های شبستان مسجد قرار دارد. وقتی فرش را کنار بزنید، نام و تصویر کوچکی از جلال آل احمد به‌همراه تاریخ تولد و وفات او را روی یکی از سرامیک‌های کف شبستان می‌بینید.
در حال حاضر ارزشمندترین جایزه ادبی ایران به نام جلال آل احمد ضرب شده است که مراسم آن سالانه در آذرماه (ماه تولد این نویسنده بزرگ) برگزار می‌شود. در این رویداد کم‌نظیر ادبی، نشان ویژه جلال آل احمد توسط بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایران به برگزیدگان آثار ادبی اعطا می‌شود.

نویسنده: زهرآذرنوش