کارگردان:هاوارد هاکس
نویسنده: ریموند چندلر
فیلمنامه: ویلیام فاکنر، لی براکت، جولز فورثمن
بازیگریان: هامفری بوگارت، لورن باکال، دوروتی مالون، مارتا ویکرز، رجیس تومی، باب استیل، الیشا کوک جونیور،
جی ایتن، امت ووگان
فیلم «خواب بزرگ» اقتباسی است ناموفق از اولین رمان مهم «ریموند چندلر». فیلمی در ژانر نوآر به کارگردانی «هاوارد هاکس». ابتدا توضیحی درباره ژانر نوآر میدهم. نوآر در زبان فرانسوی به معنی سیاه است. ژانر نوآر ابتدا در داستان-های نشریههای آمریکایی دوره ۱۹۳۰-۱۹۲۰ شکل گرفت. از موفقترین نویسندگان آن زمان میشود به «دشیل همت» و «ریموند چندلر» اشاره کرد. همچنین از محبوبرین کاراکترهای کارآگاهی میتوان به کارآگاه «فیلیپ مارلو»، کارآگاه درست پردازش شده ریموند چندلر اشاره کرد. کارآگاههای ژانر نوآر تفاوتهای اساسی با کارآگاههای ماقبل خود مثل خانم مارپل یا شرلوک هلمز داشتند. در فیلمهایی با ژانر نوآر مخصوصا کارگاهی آن دوره، روال بر این بود که این کارآگاهها – مثل «سم اسپید» شخصیت اصلی رمانهای دشیل همت یا همین فیلیپ مارلو ریموند چندلر – جذابتر، عبوستر، خشکتر، تنهاتر و درونگراتر باشند؛ ولی در عینحال رئالتر باشند. رئال از این بابت که گرچه خشک و عبوس بودند، اما برای مثال وقتی پای یک زن به میان میآمد همان قدر زبانباز و لوده بودند که ممکن بود هر آدم دیگری باشد. همین ویژگیها باعث شد تا فیلیپ مارلو متفاوتتر از هر قهرمان یا کارآگاهی – حتی سم اسپید – جلوه کند.
سینما که کارش به تصویر کشیدن یک داستان یا رمان است، باید تاثیرش بر بیننده سریعتر از یک رمان باشد. که اگر در این کار زیادهروی شود خطر آن است که فیلم حاصل لوس و مبتذل شود. و اما برعکس این موضوع، زیادی وفادار ماندن کارگران به رمان است. در این فیلم هاوارد هاکس با بیش از حد وفادار ماندن به رمان باعث کسلکننده شدن فیلم و بالا رفتن تعداد سکانسها و کاتها شده است. گرچه فیلم کشش خاصی دارد که احتمالا آن هم به علت کشش داستانی رمان است. کششی که موجب پیگیری بیننده برای ادامه داستان میشود.
یکی دیگر از مواردی که میتوان به آن پرداخت شخصیت یکنواخت بوگارت در فیلمهایش است. یک مرد بهظاهر جذاب، جنتلمن، حاضر جواب و بیتفاوت نسبت به مسائلی که شخصیتهای فیلم برایشان مهم است. که البته یکی از دلایل بارز آن ویژگی شخصیتی کارآگاههای نوآر است. اما من فکر میکنم علت موفقیت همفری بوگارت در دوره خودش جذاب بودن خود او بوده و چون در بیشتر کارهایش مقدار زیادی خودش است، که باعث میشود آن شخصیت هم جذاب جلوه کند. در رمان شخصیت مارلو به شدت درونگرا است که این درونگرایی در تبدیل ادبیات داستانی به سینما از بین رفته است .
از نقاط مثبت فیلم می شود به چند مورد اشاره کرد:
متفاوت بودن ظاهر کاراکترها، طوری که با وجود شخصیتهای زیاد داستان، هر اسم با یک چهره خاص در ذهن بیننده میماند.
قاببندیهای مناسب و زاویه دوربین مناسب.
وجود چند دیالوگ خوب مثل زمانی که باکال به بوگارت میگوید «چرا پیگیری پرونده را ول نکردی» و بوگارت در جواب میگوید: «چون همه اصرار داشتند ول کنم».
شوخی و طنز بهجا در سکانسی که باکال در دفتر بوگارت با پلیس تماس میگیرد.
همانطور که اشاره کردم، نکات مثبت فیلم نکاتی ریز هستند و همین امر نشانگر این است که این فیلم اقتباسی ضعیف از رمانی قوی در کارنامه هاوارد هاکس است.
نویسنده: پارسا پورحسن
