تصحیح و مقدمه: محمود طرشونه
مترجم: شهرام دلشاد / بازآفرینی و ترجمه مقدمه امیرحسین الهیاری
تصویرسازی: شادی میاندهی
ناشر: نشر مولی
«صد و یک شب» همزاد «هزار و یک شب» است و راوی آن نیز شهرزاد. در عصر جدید مردمان مشرق زمین به «صد و یک شب» نیز مانند «هزار و یک شب» بیتوجه بودند تا اینکه غربیها نسخهای از آن را ترجمه کردند. شهرت این متون در غرب باعث شد تا شرقیها نیز به تصحیح آنها اقدام کنند.
مصحح کتاب در پیشگفتار خود به خوبی این نکته را مطرح و به این شرح مطرح کرده است: در فرهنگ بلاد مشرق عربی چنین گفته میشد که هرکس کتاب «هزار و یک شب» را بخواند، در همان سال دچار مصیبت میشود! همین تصور باعث شد تا کتاب مزبور، قرنهای پی در پی به شکل نسخه خطی باقی بماند و چنین بود تا آنتوان گالاتن خاورشناس فرانسوی – برای نخستین بار حدود سالهای ۱۷۰۴ تا ۱۷۱۲ آن را به زبان فرانسه ترجمه کرد.
همین مسئله باعث شد تا «هزار و یک شب» ناگهان دوستداران عرب فراوانی بیابد و ایشان نیز به چاپ آن رغبت کنند و در نسخ متعدد و آراستهای روانه بازارش کنند. اما در غَربِ عربی نیز روایتی ازین دست هست که میگوید هر کس در یک شب حکایتی نقل کند، فرزندانش دچار طاسی سر میشوند! و شاید به همین خاطر است که داستانهای «صد و یک شب» نیز طی قرون متمادی به شکل نسخه خطی باقی مانده بود و کسی سراغ آن نمیرفت، تا این که «گود فرا دمومبین» – خاورشناس فرانسوی – برای نخستین بار به سال ۱۹۱۱ آن را به فرانسه برگردان کرد. اگرچه نمونه شرقی حکایات، نظر پژوهشگران و لاجرم ناشران بسیاری را به خود جلب کرد؛ همتای غربی آن، تا به امروز تقریباً ناشناخته مانده؛ و حتی متن عربی آن نیز به صورت رسمی منتشر نشده است.
