خبر قصه

داش آکل

نویسنده: صادق هدایت
فبلم‌‌‌‌نامه: مسعود کیمیایی
کارگردان: مسعود کیمیایی
بازیگران: بهروز وثوقی، ژاله علو، بهمن مفید، کنعان کیانی، مری آپیک، شهرزاد

««داش آکل» سومین داستان از کتاب «سه قطره خون» نوشته صادق هدایت است که الهام‌بخش فیلمی به همین نام به کارگردانی مسعود کیمیایی شده است. هرچند نام فیلم از داستان هدایت گرفته شده و در عنوان آن به اقتباس از آثار او اشاره شده، اما در بسیاری از جزئیات و شخصیت‌ها تفاوت‌های قابل توجهی وجود دارد.

در داستان هدایت، شخصیت‌های اصلی شامل داش آکل، کاکا رستم و مرجان هستند که ماجراها حول محور آن‌ها می‌چرخد. در هر دو روایت، بر این نکته تأکید می‌شود که «همه اهل شیراز می‌دانستند که داش آکل و کاکا رستم سایه یکدیگر را با تیر می‌زدند»، و دعوای این دو شخصیت که نماد خیر و شر هستند، به تصویر کشیده می‌شود.

هدایت در توصیف داش آکل می‌نویسد: «پدر او یکی از ملاکین بزرگ فارس بود. زمانی که مرد، همه دارایی او به پسر یک‌دانه‌اش رسید، اما داش آکل به پول و مال دنیا ارزشی نمی‌گذاشت و زندگی‌اش را به مردانگی و آزادی می‌گذرانید. داش آکل همه دارایی‌اش را به مردم نیازمند بخشیده و به زندگی خاص خود ادامه می‌دهد.»

در داستان، هدایت تنها یک بار داش آکل را با مرجان رودررو توصیف می‌کند؛ زمانی که او به خانه حاجی صمد فراخوانده می‌شود و مرجان، دختر حاجی، از کنجکاوی آمده تا داش آکل، قیم خود را ببیند. این نگاه کوتاه، نقطه عطفی در داستان است، اما هدایت بعد از این صحنه به توصیف بیشتری از رویارویی آن‌ها نمی‌پردازد. در مقابل، کیمیایی این تعامل را چندین بار به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که آن‌ها به دزدانه یکدیگر را می‌نگرند.

تریلر فیلم داش آکل

شخصیت کاکا رستم نیز در داستان و فیلم تفاوت‌های قابل توجهی دارد. در داستان هدایت، او فردی شرور است که همواره به نیکی یاد نمی‌شود، در حالی که در فیلم کیمیایی، او از زبان خود به توصیف شرارت‌هایش می‌پردازد. کاکا رستم در داستان هدایت به عنوان فردی توصیف می‌شود که در پی قدرت و ترساندن مردم است.

در نگاه هدایت، عشق به مرجان برای داش آکل، تجربه‌ای دست‌نیافتنی و پر از محدودیت‌های اجتماعی است. او به خاطر سن و ظاهرش و همچنین عرف‌های اجتماعی، قادر به ابراز عشق خود نیست. در حالی که در فیلم کیمیایی، داش آکل نیز به عشق مرجان فکر می‌کند و در عین حال با چالش‌های اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کند.

در نهایت، قهرمان کیمیایی پس از برگزاری مراسم عروسی مرجان، به عنوان آخرین وظیفه به آن‌ها حساب و کتاب پس می‌دهد و به زندگی‌اش ادامه می‌دهد. اما در داستان هدایت، آکل در نهایت به دست کاکا رستم کشته می‌شود، نه به عنوان یک قهرمان بلکه در جستجوی رهایی از زندگی پر از درد و رنج.

این مقایسه بین شخصیت داش آکل و کاکا رستم در داستان هدایت و فیلم کیمیایی، به بررسی پیچیدگی‌های انسانی و تضادهای اخلاقی می‌پردازد و تأثیرات آن بر فرهنگ و ادبیات ایران را برجسته می‌کند. «داش آکل» داستانی است درباره رشد، امید و کشف خود که خوانندگان را به دنیای واقعی و چالش‌های زندگی دعوت می‌کند.