خبر قصه

راز داوینچی

نویسنده: دن براون
فیلم‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌: آکیوا گلدسمن
کارگردان:ٰ ران هاوارد
بازیگران: تام هنکس، آدری تاتو، پل بتانی، آلفرد مولینا، ایان مک‌‌‌‌‌ کالن، ژان رنو، فرانچسکو کارنلوتی

کتابِ «کُد داوینچی» خوشبختانه خوب ترجمه شده. دو مترجم توانای کتاب (سمیه گنجی و حسین شهرابی) مخصوصاً با زیرنویس‌های پر و پیمانِ خود هیچ نکته‌ای را در ترجمه فارسی کتاب نامفهوم نگذاشته‌اند.
کتاب کُد داوینچی عیب و ایرادهای زیادی دارد. اما قطعاً کتاب جذاب و پرکششی است. کتاب به شدت قابلیت فیلم شدن دارد. از همان چند صفحه نخست که با پروفسور «رابرت لانگدُن» آشنا می‌شویم بلافاصله به یاد ایندیانا جونز می‌افتیم. تصور می‌کنم «دن براون» اساساً کتاب کُد داوینچی را با هدفِ تبدیل شدن آن به یک فیلم هالیوودی نوشته است.
فیلم کُد داوینچی «ران هاوارد» از حیث جذابیت مطلقاً در حد و اندازه کتاب دن براون نیست. کتاب بسیار سرگرم کننده‌‌‌‌‌تر و پُرهیجان‌‌‌‌‌تر از فیلم است. علاوه بر این، سازندگان فیلم بسیاری از مایه‌های «ضدکلیسایی» کتاب را تعدیل کرده‌اند تا باعثِ ناراحتی عامه مسیحیان (که بخش عمده‌ای از تماشاگران بالقوه فیلم هستند) نشوند.
تام هنکس با موهای صاف و سشوار کشیده نقش رابرت لانگدن، استاد رشته «نمادشناسی» دانشگاه هاوارد را بازی می‌کند. لانگدن بنا به دعوت ژاک سونیر، مدیر موزه لوور پاریس، به این شهر آمده است. هم‌‌‌‌‌زمان ژاک سونیر در داخل موزه لوور به طرز وحشیانه‌ای به قتل می‌رسد. صحنه قتل حکایت از این دارد که مقتول ظاهراً قصد داشته در آخرین لحظات زندگی خود پیام مهمی را از طریق تابلوی مونالیزای داوینچی به اطلاع لانگدن برساند. به این ترتیب لانگدن درگیر قضیه می‌شود. سپس با سوفی نوو، افسر پلیس فرانسوی، آشنا می‌شویم. سوفی سعی دارد به لانگدن کمک کند و وی را از افتادن در دام توطئه‌ای که برای‌اش تدارک دیده شده، نجات دهند.
در همین حال یک بازرس فرانسوی به اسم کاپیتان فوشه در پی به دام انداختن لانگدن و سوفی نوو است. لانگدن و سوفی ترجیحاً موفق به کشف رمز و رازهایی می‌شوند. این کشفیات در صورت علنی شدن می‌تواند بنیان کلیسای کاتولیک را به خطر اندازد. کسی که از همه بیشتر احساس خطر می‌کند اسقف سرینگاروسا است. این اسقف جاه طلب، نوکرِ گوش به فرمان خود را که سیلاس نام دارد برای کشتن لانگدن و سوفی نوو اعزام می‌کند. لانگدن حالا از همراهی سر لی تیبینگ کع یک مورخ برجسته بریتانیای و متخصص تاریخ مسیحیت است، نیز برخوردار است. اما در ادامه ماجرا مشخص می‌شود که تیبینگ دستور کار خودش را دنبال می‌کند. عاقبت لانگدن موفق به گریز از تمامی دام‌ها و توطئه‌ها می‌شود و پی به راز اصلی می‌برد. در پایان پی می‌بریم که سوفی از اخلاف حضرت عیسی مسیح است و به اصطلاح خون عیسی در رگان او جاری است و…

تریلر فیلم رمز داوینچی


فیلم و کتاب دربردارنده انواع لوکیشن‌های واقعی اما جالب است. ران هاوارد به طور نسبی موفق شده فضای معمایی و رازآمیز کتاب را در فیلم خود بازسازی کند. با این حال مدت دو و نیم ساعته فیلم، کمی بیش از اندازه است. حتی بعضاً رازگشایی‌های پیاپی لانگدن و نوو، به علت تکرار بیش از حد، جذابیت خود را از دست می‌دهد. به باور من اکشن، نقطه قوت فیلم یا کتاب نیست. اتفاقاً کُد داوینچی زمانی در اوج جذابیت است که کاراکترها در مورد جنبه‌های مختلف آن «راز بزرگ» با یک‌‌‌‌‌دیگر صحبت می‌کنند. در صحنه‌های اکشن فیلم، هیچ بداعت و تازگی‌ای دیده نمی‌شود و این صحنه‌ها به اصطلاح خیلی سرراست و قالبی از کار درآمده‌اند.
بازیگران فیلم به درستی انتخاب شده‌اند. بازیگران فرانسوی (توتو و رینو) فوق‌‌‌‌‌العاده‌اند. انتخاب سِر یان مک کلن برای ایفای نقش سِر لی تیبینگ نیز از سر هوشیاری و ظرافت بوده. این بازیگران نهایت تلاش خود را کرده‌اند تا به کاراکترهای دو بعدی کتاب دن براون بُعد سومی را هم اضافه کنند. شاید تنها ایراد مربوط به پال بتانی باشد. سیلاس کتاب خیلی ترسناک و مهیب توصیف شده، اما سیلاس فیلم (پال بتانی) چندان مهیب و ترسناک نیست. هنکس و توتو در کنار هم نسبتاً جذاب‌اند و تقریباً به هم می‌آیند. با این حال نباید فراموش کرد که کُد داوینچی فیلمی است که عمده تمرکزش بر روی گره‌های طرح داستانی‌اش است. در فیلم‌هایی از این نوع مجال چندانی برای توسعه و پرداخت کاراکترها باقی نمی‌ماند اما در مجموع فیلم موفق به سرگرم کردن تماشاگرانش می‌شود.
از این‌‌‌‌‌ها که بگذریم فیلم راز داوینچی بر خلاف نظر اکثر منتقدان فیلمی جالب و خوش ساخت است که تا پایان، تماشاچی علاقه‌‌‌‌‌مند و کنجکاو را – حتی علی‌‌‌‌‌رغم دانستن پایان ماجرا – با خود همراه نگاه می‌‌‌‌‌دارد. فیلم علاوه بر بازی‌‌‌‌‌های عالی، موسیقی زیبایی هم دارد. فضاسازی‌‌‌‌‌های فیلم بسیار به کتاب اصلی وفادارند و مشخص است زحمت زیادی برای ساخت آن‌‌‌‌‌ها کشیده شده است. از نقاط منفی فیلم می‌‌‌‌‌توان به سعی کارگردان فیلم در به‌‌‌‌‌ر‌‌‌‌‌وز کردن اجباری داستان اشاره کنم. جایی‌‌‌‌‌که مثلا شخصیت اصلی فیلم به جای رفتن به کتابخانه در لندن، از گوشی موبایل برای کانکت شدن به بانک اطلاعاتی کتابخانه مورد نظر و انجام جستجوی آنلاین در آن می‌‌‌‌‌پردازد که آشکارا تبلیغی برای یک سایت اینترنتی است (تبلیغات مسخره سامسونگ و ال جی و غیره را در فیلم‌‌‌‌‌های خودمان که دیده‌‌‌‌‌اید؟!).
البته مساله دیگری که دیدن این فیلم و فیلم‌‌‌‌‌های مشابه به وجود می‌‌‌‌‌آورد مساله اختلاط واقعیت با تخیل است. به این معنی که بعد از دیدن چنین فیلم‌‌‌‌‌هایی که به واقعیت‌‌‌‌‌های تاریخی یا بدیهی اشارات زیادی دارند و در عین حال در لابه‌‌‌‌‌لای آن سعی می‌‌‌‌‌کنند تخیلات نویسنده یا کارگردان را بگنجانند دیگر تشخیص واقعیت از تخیل مشکل می‌‌‌‌‌شود و شما به عنوان مخاطب فکر می‌‌‌‌‌کنید واقعیت، همان تخیلاتی است که در اثر می بینید. حالا دیگر بعد از خواندن کتاب و یا دیدن فیلم، هر وقت چشم‌‌‌‌‌تان به اثری از لئوناردو داوینچی می‌‌‌‌‌افتد ناخودآگاه به سمت کشف چیزهای عجیب و غریب از بطن اثر سوق داده می‌‌‌‌‌شوید، احساسی که قبلا نداشتید.
از این‌‌‌‌‌ها که بگذریم، دیدن فیلم را با کیفیت خوب و البته حتما بعد از خواندن کتاب، به دوستان خوبم توصیه می‌‌‌‌‌کنم.
نویسنده: علیرضا مجیدی