واتی پایپر
«قطار کوچولویی که توانست!» داستان قطاری است که تلاش میکند با بار سنگین خود به آن سوی کوهها برود، اما در مسیر موانعی وجود دارند که باید با آنها مواجه شود. این کتاب، روایتی سرگرمکننده، نوشتهی «واتی پایپر» است که دربارهی باور داشتن به خود و تواناییهای فردی صحبت میکند. گفتنیست این کتاب برندهی جایزهی «قفسهی لوئیس کارول» در سال ۱۹۵۸ شده و کتاب برتر مربیان کودک نام گرفته است.
یکی از مهمترین دغدغههای والدین و مربیان، ایجاد احساس توانمندی و کارآمدی در کودکان است. باور به تواناییهای فردی، لازمهی عزتنفس سالم در کودکان محسوب میشود و فقدان آن میتواند آسیبهای جبرانناپذیری در دوران بزرگسالی به همراه داشته باشد. کتاب قطار کوچولویی که توانست نوشتهی واتی پایپر، داستانی کلاسیک است که حول محور همین موضوع میچرخد. نویسندهی این کتاب در تلاش است از طریق روایتی ساده و تأثیرگذار، باور به تواناییهای فردی را در کودکان تقویت کند و به آنها انگیزهای برای تلاش و کوشش هدیه دهد.
احساس خودکارآمدی علاوهبر افزایش اعتماد به نفس کودکان، به آنها انگیزه میدهد تا اهداف خود را دنبال کنند، در برابر موانع زندگی تابآوری داشته باشند و عاملیت را به انفعال ترجیح دهند. درصورتیکه این مهارتها در کودکی به درستی شکل بگیرد، افراد در بزرگسالی هم عملکرد بهتری خواهند داشت. ازاینرو آموزش باور داشتن به تواناییها، ظرافت بسیاری میطلبد و نقش قابل توجهی در فرآیند رشد کودک ایفا میکند. در این میان داستانها با خلق فضایی فانتزی، به کودکان اجازهی جستوجو و درگیری با مسائل مختلف را میدهند. همین مسئله، قصهها را به یکی از محبوبترین ابزارهای ارتباطی و آموزشی بدل کرده است که از قدرتی باورنکردنی برخوردارند.
کتاب قطار کوچولویی که توانست، یکی از این نمونههاست که کودک را با تابآوری و توانمندیهای خود آشنا میکند. در حقیقت، داستان این کتاب کلاسیک، دربارهی سختکوشی و مواجهه با موانعی است که در مسیر دستیابی به اهداف و آرزوها قرار دارد.
شخصیت اصلی این کتاب جذاب و خواندنی، واگن کوچکی است که تلاش میکند بار خود را به مقصد برساند؛ اما همانطور که انتظار میرود، با مشکلاتی همراه میشود و ناچار است از آنها عبور کند. پیمودن این مسیر، مقصدی دلنشین و قدرت بسیار میطلبد که در نهایت، قطار کوچک داستان از پس آن برمیآید. موفقیت واگن کوچک آبی و تلاشهایش با وجود کوچک بودنش، بر اثرگذاری پیام اصلی کتاب افزوده است.
کتاب قطار کوچولویی که توانست نخستینبار در سال ۱۹۳۰ منتشر شد. انتشارات مهرسا این کتاب را با ترجمهی «سمیه حیدری» منتشر کرده است.
در بخشی از کتاب قطار کوچولویی که توانست! میخوانیم:
همهی عروسکها و اسباب بازیها با هم فریاد زدند: «قطار مهربان ممکن است قطار ما را به آن طرف کوه بکشی؟ قطار ما خراب شده و دخترها و پسرهای آن سمت کوه اصلا اسباببازی برای بازیکردن و خوراکی برای خوردن ندارند مگر اینکه تو به ما کمک کنی.»
اما قطار قدیمی و کهنه گفت: «من خیلی خستهام. چرخهای خستهی من باید استراحت کنند. من حتی نمیتوانم قطار کوچکی مثل مال شما را ببرم آن طرف کوه. من نمیتوانم. من نمیتوانم. من نمیتوانم.» و او هم به محل استراحت قطارها رفت.
