نویسنده: ناهید طباطبایی
فیلمنامه: مصطفی رستگاری
کارگردان: علیرضا رئیسیان
بازیگران: لیلا حاتمی، محمدرضا فروتن، فرزان اطهری، غزتاللره انتظامی، سهیلا گلستانی، پریا مردانیها
بررسی آثار «علیرضا رئیسیان» حکایت از آثار ماندگاری دارد که بیشتر در ژانر ملودارم و خانوادگی دستهبندی میشوند. کاراکترهای فیلمهایی مثل «ریحانه»، «سفر»، «ایستگاه متروک» بیشتر زنانی هستند که به نقطهای مهم در زندگی مشترک رسیدهاند و باید سختترین تصمیم زندگیشان را بگیرند. رفتن و گذشتن یا ماندن و تن به روزمرگی سپردن. میتوان گفت این مهم-ترین وجه تفاوت دنیای آثار علیرضا رئیسیان با دیگر کارگردانان سینمای حال حاضر ماست. تصویر زنانی در آستانه عصیان در زندگی مشترک.
«چهل سالگی» فیلمی است که میتوان آن را در قالب یک ملودرام عاشقانه-خانوادگی دستهبندی کرد. مهمترین نکتهای که فیلم در زیر سایه آن شکل گرفته، اقتباس فیلمنامه از داستان خانم «ناهید طباطبائی» است که نام فیلم هم از همین کتاب برداشت شده است. اصولا در سینمای ایران بر خلاف سینمای جهان، اقتباس از آثار ادبی رواج زیادی ندارد. اما «مصطفی رستگاری» در «چهال سالگی» به زیبایی داستان کتاب را با داستان «پادشاه و کنیزک» مثنوی معنوی تلفیق کرده و ارتباط جالب و امروزی بین دو داستان قدیمی و جدید برقرار کرده است و نتیجه کار روایتی ادبی و تاثیر گذار از روابط عاطفی بین عشاق قدیمی است.
«نگار» زن امروزی و کارمند است یک همسر مهربان، دختری زیبا و زندگی خوبی دارد، ولی از زندگیاش راضی نیست و در آستانه میانسالی در ورطه روزمرگی افتاده است. کابوس دوران جوانی او زندگی حال را تحت تاثیر قرار میدهد و در نتیجه محبت بیشائبه همسرش را جدی نمیگیرد. بیننده در ابتدا با خانوادهای روبهرو میشود که در ظاهر خوشبخت است، اما در لایههای زیرین دچار معضلات بسیاری است. زن حضور پررنگی در خانواده ندارد و در نتیجه دختر جای او را گرفته است. تا حدی که پدرش را پسرم صدا میزند و به شدت نگران اوست. از طرفی مرد که عاشقانه همسرش را دوست دارد، در کابوس از دست دادن همسر دست و پا میزند. در این میان عشق اول زن به ایران برمیگردد و زندگی زن و مرد دچار چالش بزرگی میشود.
علیرضا رئیسیان برای تصویر این سردرگمی، نشانههایی از کابوسهای زن را با فلاش بک به بیننده ارائه میدهد. و تماشاگر در میان رفت و برگشت به زمان گذشته و حال به نحوه آشنایی و ازدواج زن و مرد پی میبرد. با حضور عشق قدیمی، زن کمکم در مییابد به خاطر خانواده از موسیقی و نواختن گذشته است و حالا همه آن علایق بیست سالگی زنده میشود.
«لیلا حاتمی» در ایفای نقش نگار سعی کرده است رخوت و روزمرگی را با نگاههای غمگین خود به بیننده منتقل کند، اما سکون و ریتم فیلم بر بازی او اثر گذاشته است، بهطوری که ببیننده با فلاش بکهای بیست سالگی او بهتر ارتباط بر قرار میکند و او در ایفای نقش نگار بیست ساله موفقتر از سی و پنج ساله عمل میکند. این قضیه در مورد «محمدرضا فروتن» بر عکس است. تماشاگر فرهاد زمان حال را بهتر از زمان گذشته میپذیرد و «چهل سالگی» بیشترین ضربه را از همین نکته خورده است. داستان فیلم بیشتر از آنکه در مورد تردیدهای نگار باشد، حول محور فرهاد شکل میگیرد و فیلم سرشار شده است از تردیدها و دل-مشغولیها فرهاد و در نهایت تماشاگر از طریق خاطرات فرهاد با نگار آشنا میشود و با او در سلوک عاشقانهاش همسفر میشود اینکه به قول استادش سه چیز را در زندگی باید تنها تجربه کرد: عشق، ایمان و مرگ.
رئیسیان در چهارچوب فیلم ناخواسته نقش فرهاد را پر رنگتر از نگار و عشق او کیان تصویر کرده است. و فیلم از همین جا ضربه میخورد. تماشاگر نمیتواند با نگار و کیان ارتباط برقرار کند به عبارتی فیلم به جایی که دلمشغولیهای نگار را ترسیم کند به سلوک عاشقانه و عارفانه فرهاد میپردازد.
نکته جالبی که در فیلم به خوبی تصویر شده روایت داستان پادشاه و کنیزک است. در حالی که فرهاد داستان را برای دخترش تعریف میکند. روابط نگار و کیان به صورت امروزی با حفظ خط روایی داستان تصویر میشود و یکی از نقاط قوت فیلم است.
در هر حال فیلم «چهل سالگی» فیلم بدی نیست. از آن فیلمهای آرام و عاشقانه که بیننده را در یک سلوک عاشقانه به درون و تکامل روحیاش ارجاع میدهد.
نویسنده: سیده مریم مطلب پور
