کیوتو – ژاپن
۱ ژانویه ۱۹۴۹ –
به آواز باد گوش بسپار /پینبال ۱۹۷۳ /تعقیب گوسفند وحشی /سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا /جنگل نروژی /برقص، برقص، برقص /جنوب مرز، غرب خورشید /سرگذشت پرنده کوکی /دلدار اسپوتنیک /کافکا در کرانه /پس از تاریکی
/1 کیو ۸۴ /سوکورو تازاکی بیرنگ و سالهای زیارتش /کشتن کمانداتور (مردی که میخواست پرتره نیستی را بکشد)/ رها کردن گربه /وقتی از دو حرف میزنیم، از چه حرف میزنیم
مجموعه داستانها
پس از زلزله (شش داستان) /فیل ناپدید میشود (هفده داستان) /یید کور، زن خفته (بیست و چهار داستان) /مردان بدون زنان (هفت داستان) /پرنده کوکی و زن سهشنبه /اعلامیه کانگورو /اول شخص مفرد (هشت داستان)
هاروکی موراکامی شیفته فضاهای فانتزی، خاص و عجیب است. او خوانندگان آثارش را به دنیای ذهنی خود میبرد و آنها را در این مسیر با خویش همراه میسازد. دنیایی خلاقانه و جادویی که در هر لحظه میتواند مخاطبان را شگفتزده کرده و باعث حیرت آنان شود.
مردم ژاپن با سختکوشی خود تحسین جهانیان را برانگیختهاند. آنها با تلاش و کوشش هر ناممکنی را برای خود به ممکن تبدیل میکنند. آنان عقیده دارند همت عالی و برنامهریزی، بالهای پرنده موفقیت هستند و باور دارند که با پشتکار در هر کاری میتوان به نتیجه دلخواه دست یافت و این نکته را بارها به مردم دنیا ثابت کردهاند. برای مثال، بعد از بمباران گسترده و دلخراش شهرهای هیروشیما و ناکازاکی، کمتر کسی تصور میکرد که ژاپن بتواند روزهای تلخ جنگ را پشت سر بگذارد و بار دیگر بر روی پاهای خود بایستد و به زندگی عادی برگردد؛ اما مردم ژاپن با تکیه بر همت و تلاش و برنامهریزی دقیق، توانستند کشور خود را بسازند و به سمت موفقیت گام بردارند.
حقیقت این است که این اندیشه و تفکر از سنین کودکی به وسیله معلمان، در قالب درس و بازی به کودکان، آموزش داده میشود و همه مردم تلاش میکنند تا این فرهنگ غنی و مثبت را در ذهن بچهها نهادینه کنند. هاروکی موراکامی، نویسندهای ژاپنی است که با همین فرهنگ بزرگ شده است. او نوشتن را در سی سالگی شروع کرد و با تلاش و کوشش توانست خیلی زود در سطح جهانی به شهرت چشمگیری دست پیدا کند.
پدر و مادر موراکامی هر دو معلم بودند و در مدارس مختلف، ادبیات ژاپنی تدریس میکردند. هاروکی در روزهایی به دنیا آمد که جنگ جهانی دوم تمام شده و فرهنگ غرب به شدت بر روی سنتهای قدیمی ژاپن سایه انداخته بود. موراکامی هم مانند همه جوانان به فرهنگ غربی دلباخته شد و به شدت تحتتاثیر فرهنگ جدید قرار گرفت. او در همان روزگار کودکی به سراغ نویسندگان مشهور غربی میرفت و آثار افرادی مانند فرانتس کافکا، چارلز دیکنز، داستایوفسکی، گوستاو فلوبر، ریچارد براتیگان و… را مطالعه میکرد. از دیگر علاقهمندیهای او میتوان به موسیقی جاز و گربه اشاره کرد.
موراکامی در سال ۱۹۶۸ وارد دانشگاه «واسدا» شد و ادبیات انگلیسی خواند.
موراکامی با ادبیات بیگانه نبود؛ اما تا به حال چیزی ننوشته بود. قصه نویسنده شدن او، داستان مشهوری است. او بعد از دیدن یک مسابقه بیسبال در سال ۱۹۷۹، به ایدهای جذاب دست پیدا کرد و برای اولین بار به سراغ نوشتن رفت و کتاب «به آواز باد گوش بسپار» را نوشت. این رمان اولین جلد سهگانه «موش صحرایی» است. « پینبال ۱۹۷۳» و «تعقیب گوسفند وحشی» نیز به ترتیب جلدهای دوم و سوم این سهگانه را تشکیل میدهند. موراکامی برای نوشتن آثار خود از نویسندگان بزرگی مانند ریموند چندلر، کرت وونهگات، ریچارد براتیگان، فیتز جرالد، ریموند کارور، سلینجر و… تاثیر پذیرفته است.
وی در قالبهای مختلف ادبی مثل ترجمه، رمان، داستان کوتاه و… فعالیتهای گستردهای داشته است. موراکامی رمانهای معروفی مانند «ناتور دشت» و« گتسبی بزرگ» را به زبان ژاپنی ترجمه کرد و در اختیار علاقهمندان قرار داد. کتاب «کافکا در کرانه»، کتاب «از دو که حرف میزنم، از چه حرف میزنم؟»، کتاب «سوکورو تازاکی بیرنگ و سالهای زیارتش»، « اول شخص مفرد»، « بعد از زلزله»، «سرگذشت پرنده کوکی»، « سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا» و… از جمله تألیفات موفق او هستند. کتابهای موراکامی به زبانهای مختلف مانند انگلیسی، فرانسوی، فارسی، ترکی، عربی و… ترجمه شده است و خوانندگان زیادی در سراسر دنیا قلم او را دوست دارند و نوشتههایش را دنبال میکنند. وی برای آثار خود جوایز متعددی را دریافت کرده است. جایزه گونزو در سال ۱۹۷۹ برای رمان «به آواز باد گوش بسپار»، جایزه فرانتس کافکا در سال ۲۰۰۶، جایزه یومیوری در سال ۱۹۹۵، جایزه اورشلیم، جایزه نوما و… تنها تعدادی از جوایز معتبری هستند که موراکامی موفق به دریافت آنها شده است.
موراکامی به فرهنگ غرب، موسیقیهای مختلف و گربه علاقه زیادی دارد. او نسبت به علایق خود بیتفاوت نیست و از آنها در آثارش صحبت میکند. وی فرهنگ ژاپنی و غربی را با یکدیگر تلفیق میکند و سپس از انسان تنهای معاصر و دغدغههای زندگی در دنیای مدرن مینویسند. نثر کتابهای او به شدت ساده و روان است و مخاطب را به زحمت نمیاندازد.
موراکامی به دنیای خیال علاقهمند است و فضاهایی عجیب و باورنکردنی برای داستانهایش خلق میکند. وی در بیشتر اوقات کتابهایش را در قالب سبک سورئالیسم و یا رئالیسم جادویی مینویسد.او شخصیتهای قصههایش را از دل زندگی روزمره مردم عادی مییابد و به سراغ قهرمانهای اسطورهای نمیرود. او از تنهایی، غم و اندوه، خشونت، مرگ، فقدان و… در آثارش سخن میگوید و همین مسئله باعث شده تا آدمهای مختلف، با نوشتههای او همزادپنداری داشته باشند و با کتابهایش ارتباط بگیرند.
نویسنده: فاطمه آل آقا
