قتل راجر آکروید
آگاتا کریستی
حتی اگر از سی فرسخی ژانر جنایی رد شده باشید، حتما آوازهی آگاتا کریستی به گوشتان خورده است. نویسندهای نابغه، خالق هرکول پوآرو و خانم مارپل، با بیش از شصت اثر که آثارش بعد از آثار شکسپیر و انجیل در ردهی سوم پرفروشترین کتابها هستند.
آگاتا کریستى، مانند استاد سوررئالیسم، پرده از جنون نهان و خشونت پنهان در پشت دروازه هاى نظیف جامعه برمى دارد. بنابراین خانم کریستى هم یک نویسنده سورئالیست است. در غیر این صورت به چه دلیل، باید تحقیقات خود را به یک کارآگاه کوتوله بلژیکى خودخواه با جمجمه اى تخم مرغ گونه بسپارد؟ ایده جالبى که ظاهراً پس از ملاقات با یک پناهنده عجیب از جنگ جهانى اول به ذهن او رسید.
راجر آکروید ملاک، به قتل مىرسد، اما قبل از مرگ، رازش را به دوست خود دکتر شپارد مىگوید. دکتر شپارد هم در مورد تحقیقات هرکول پوآرو گزارش مىدهد. پوآرو هم طبق عادت، به تمام افراد مشکوک است. در عین حال معلوم مىشود که افراد متعددى، علاقه زیادى به مرگ آقاى آکروید مهربان داشته اند.
براى تشریح اصالت و ابتکار نهفته در رمان، باید آخر آن را براى شما تعریف کنم. به همین دلیل اگر میخواهید با شنیدن داستان بدانید قاتل کیست، ادامه مطلب را نخوانید. هر چند داستان آنقدر رمزآلود و پیچیده است که حتی اگر پرده از اسرار قاتل برداشته شود، باز گمان مخاطب به سمت فرد دیگری به عنوان قاتل کشیده میشود. همچنان که سالها بعد از انتشار این کتاب، کارشناسان مختلف قتل راجر آکروید را بررسی کردند و هر بار به این نتیجه میرسیدند که قاتل فرد دیگری است و آگاتا کریستی اشتباه کرده است!!!
توانایى خارق العاده آگاتا کریستى در این است که قاتل، همان شخصى است که داستان را تعریف مىکند. تمام تحقیقات و تجسسها توسط قاتل بازگو مىشود که کسى جز خود دکتر شپارد نیست. طبیعى است که چنین ابتکار بىنظیرى این رمان جنایى را مبدل به کتابى بىهمتا در تاریخ ادبیات مىکند.
بهنظر میرسد بهتر است بیشتر از این داستان را بررسی نکنیم و با شنیدن آن، وارد فضای وهمآلود فکری آگاتا کریستی شویم. شاید بعد از شنیدنش متوجه شویم که چرا آگاتا کریسیتی بعد از انتشار این داستان ده روز ناپدید شده بود!!!
