نویسنده: محمدرضا شمس
تصویرگر: اسماعیل چشرخ
ناشر: بهنشر
این کتاب قصه کلاغ گرسنهای را روایت میکند که هنگام ظهر و در آفتاب سوزان همه جا به دنبال غذا میگردد تا بلاخره یک دانه گردو پیدا میکند و میگوید: «خدا را شکر. بالاخره چیزی برای خوردن پیدا کردم.» اما حیوانات دیگر او را مسخره میکنند که به خاطر یک گردوی کوچک خدا را شکر کرده است.
محمدرضا شمس، نویسنده با تجربه و نامآشنای حوزه ادبیات کودک و نوجوان در این اثر کودکانه با عبارتهای کوتاه و خواندنی کودکان را با ضربالمثل معروف «شکر نعمت نعمتت افزون کند» و مفهوم شکرگزاری آشنا میکند.
محمدرضا شمس نویسنده و نمایشنامهنویس کودک و نوجوان است که کتابهای «صدای بزغاله»، «قصه پلی که بود و دیگرنیست» در قصه سروش کودک و مجله سلام بچهها برگزیده شدهاند و کتاب «بهار» او برنده دیپلم افتخار کانون پرورش فکری کودک و نوجوان را کسب کرده است. از او کتابهای «توپی تو» و «پیچولهکوچوله» در انتشارات بهنشر منتشر شدهاست.
