دربارهٔ این اثر
برشی از زندگانی پر برکت آیت الله «حق شناس»
جوانی به نام «سلمان حامدی» که زندگی و شخصیت آیت الله «حق شناس» را برای پایان نامه خود انتخاب کرده است، به مسجد محل تدریس ایشان میرود و با آقای «جوادی»، مسئول دفتر آیت الله حق شناس، آشنا میشود.
سلمان بعد از خواندن مصاحبهای از آقای حق شناس و شنیدن قسمتی از خاطرات کودکی ایشان وارد دوران کودکی او میشود.
در آن زمان معلم، به دلیل انجام ندادن تکالیف، «کریم حقشناس» را تهدید به تنبیه میکند، اما او بدون اهمیت به تهدید معلم، با دوستش سعید، به بازیگوشی میپردازد و به همین دلیل دیر وقت به خانه باز میگردد و پدر و مادر را نگران میبیند.
کریم توسط معلم تنبیه میشود و از پدر و مادر توقع دارد با معلم برخورد کنند، اما مادر که به دروغ کریم پی میبرد، کار معلم را تأیید میکند. وقتی داستان کودکی آیت الله حقشناس به این مرحله میرسد، حادثهای سلمان را از داستان دور میکند که طی این حادثه آیت الله حقشناس زخمی میشود.
سلمان و آقای جوادی ایشان را به بیمارستان میرسانند. در بیمارستان، سلمان که به طور مداوم قرص آرامبخش مصرف میکند، به دلیل رفتار عصبی دچار مشکل میشود، اما آقای جوادی او را آرام میکند. سلمان در بیمارستان برای اولین بار با آیت الله حق شناس هم کلام میشود و اما ادامه ماجرا....
بخشهای شنیداری
۶ بخش- فصل اول۲۶ دقیقه
- فصل دوم۲۷ دقیقه
- فصل سوم۲۴ دقیقه
- فصل چهارم۲۶ دقیقه
- فصل پنجم۲۴ دقیقه
- فصل ششم۲۳ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۵۸ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۳۰ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست



