دربارهٔ این اثر
این کتاب روایت پسر بچه ای است 12ساله از خانواده ای روحانی و بیان کننده وقایعی است که در جریان واقعه کشف حجاب برای این خانواده روی می دهد.
داستان جشن فرخنده علاوه بر نگاه انتقادی به جایگاه جشن17دی در زمان رضاخان نیم نگاهی به جامعه سرد و خشونت زده و پدر سالارانه دارد. فضای تصویر شده بیرون از خانه نیز نشان دهنده نگرانی های مردم نسبت به کشف حجاب است.
چند خطی از داستان :
ظهر که از مدرسه برگشتم بابام داشت سرحوض وضو میگرفت، سلامم توی دهانم بود که باز خورده فرمایشات شروع شد:
- بیا دستت را آب بکش، بدو سر پشتبون حوله منو بیار.
عادتش این بود. چشمش که به یک کداممان میافتاد شروع میکرد، به من یا مادرم یا خواهر کوچکم. دستم را زدم توی حوض که ماهیها در رفتند و پدرم گفت:
- کره خر! یواشتر.
و دویدم به طرف پلکان بام. ماهیها را خیلی دوست داشت. ماهیهای سفید و قرمز حوض را. وضو که میگرفت اصلا ماهیها از جاشان هم تکان نمیخوردند. اما نمیدانم چرا تا من میرفتم طرف حوض در میرفتند. سرشانرا میکردند پایین و دمهاشان را به سرعت میجنباندند و میرفتند ته حوض. این بود که از ماهیها لجم میگرفت. توی پلکان دو سه تا فحش بهشان دادم و حالا روی پشت بام بودم. همه جا آفتاب بود اما سوزی میآمد که نگو. و همسایهمان داشت کفترهایش را دان میداد. حوله را از روی بند برداشتم و ایستادم به تماشای کفترها. اینها دیگر ترسی از من نداشتند. سلامی به همسایهمان کردم که تازگی دخترش را شوهر داده بود و خودش تک و تنها توی خانه زندگی میکرد. یکی از کفترها دور قوزک پاهایش هم پرداشت. چرخی و یک میزان. و آنقدر قشنگ راه میرفت و بقو بقو میکرد که نگو.
گوینده زنده یاد فرزاد مویدی
بخشهای شنیداری
۲ بخش- فصل اول/معرفی نویسنده۲ دقیقه و ۲ ثانیه
- فصل دوم۲۹ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۶ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۳۰ دقیقه
پس از شنیدن کتاب
محتوای تکمیلی
- صدای نقد کتاب۶ دقیقه و ۱۹ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست