دربارهٔ این اثر
«شازده خانم» برادرزاده زیبا و جوان «ناصرالدین شاه» به درخواست شاه و در آستانه عید نوروز از سن پترزبورگ به ایران باز میگردد. «ایلیا میخایلوویچ» معلم فلسفه شازده خانم که از قضا عاشق اوست، با اسب خود و پشت کاروان، همسفر شازده خانم میشود.
در سفری طولانی به سن پترزبورگ، برادرزاده زیبا و جوان «ناصرالدین شاه» که «شازده خانم» نام دارد، به درخواست شاه برای بازگشت به ایران، خود را آماده میکند. اما شازده خانم از دلیل اصلی این تقاضا مطلع نیست و خیال میکند که عموی محبوبش به زودی خواهد مرد. به همین دلیل برای عید نوروز و جشنهای سال نو عازم ایران میشود.
در همین زمان است که شازده خانم از میان معلمان خصوصی خود در روسیه عاشق پر و پا قرصی پیدا کرده که استاد فلسفه اوست. «ایلیا میخایلوویچ» که جوانی برازنده و با علم و دانش است، با اسب خود پشت کاروان شازده خانم سفر به ایران را آغاز میکند تا مطمئن باشد به محبوبش نزدیک است و خطری او را تهدید نمیکند. طولی نمیکشد که این همراهی تأثیر خود را نشان داده و ایلیا میخایلوویچ کاروان نوروز را از خطری سهمگین نجات میدهد و کمی بعد با درایت او شازده و ندیمههایش موفق به گریختن از دست راهزنان روسی میشوند.
اما همان شب متوجه میشویم که یکی از مشاوران شازده خانم که زنی به نام «ماژینگا» است، مسیر حرکت برادرزاده شاه را به راهزنان لو داده بوده تا به این وسیله بتواند از شاه ایران اخاذی کند. اما با حضور ایلیا میخایلوویچ در کاروان، تمام نقشهها از میان میروند و مجبور میشود به سفر خود، این بار نه به عنوان ندیمه، بلکه به عنوان یک زندانی خیانتکار ادامه دهد. کاروان در آستانه ورود به دارالخلافه قرار دارد و ...
بخشهای شنیداری
۱۰ بخش- فصل اول۳۱ دقیقه
- فصل دوم۲۷ دقیقه
- فصل سوم۳۲ دقیقه
- فصل چهارم۲۹ دقیقه
- فصل پنجم۲۸ دقیقه
- فصل ششم۳۲ دقیقه
- فصل هفتم۲۸ دقیقه
- فصل هشتم۲۵ دقیقه
- فصل نهم۲۸ دقیقه
- فصل دهم۳۰ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۴ دقیقه و ۴۴ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۴ ساعت و ۴۶ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست