دربارهٔ این اثر
«دِژپُل» نام قدیمی شهر دزفول است که در سالهای جنگ و دفاع مقدس بیشترین تعداد حملات را متحمل شد. این داستان، ماجرای نویسندهای به نام «نسرین سروستانی» است که حوادث سالهای جنگ را روایت میکند....
نویسنده در روایت داستان تا جایی پیش میرود که کمکم متوجه میشود شخصیتهای قصهاش بسیار شبیه به آدمهای اطراف او هستند. او در مهمانخانهای در دزفول اقامت دارد. نویسنده در این ماجرا کارکنان بیمارستان «پایگاه شکاری دزفول» را توصیف میکند که در سالهای جنگ درگیر اتفاقات زیادی در بیمارستان میشوند.
«مسعود دادرس» پزشک جوانی است که تازه از پاریس برگشته و در بیمارستان به مجروحان رسیدگی میکند. او به درمان پسری به نام «کاوه» میپردازد که قرار است پایش را قطع کنند اما کاوه اصرار دارد که این اتفاق نیفتد. او بعد از جراحی، به مسعود حس خوبی ندارد و تا مدتی او را مقصر میداند. «نرگس» خواهر کاوه و از امداد گران هلال احمر است. او به دیدن برادرش میآید و در این ماجرا بین نرگس و دکتر جوان ارتباط عاطفی برقرار میشود.....
بخشهای شنیداری
۷ بخش- فصل اول۲۳ دقیقه
- فصل دوم۱۹ دقیقه
- فصل سوم۲۳ دقیقه
- فصل چهارم۲۳ دقیقه
- فصل پنجم۲۱ دقیقه
- فصل ششم۲۶ دقیقه
- فصل هفتم۲۴ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۳ دقیقه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۳۹ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست