دربارهٔ این اثر
سعدی شیرازی در باب دوم گلستان 46 حکایت نغز با موضوع اخلاق مطرح می کند و خواننده را به اخلاق گرایی دعوت می کند.
از جمله سجایای اخلاقی سعدی که آن را در کمتر شاعر و نویسنده ای می توان یافت، شهامت او در بیان حقایق و لحن عتاب آمیزش در برابر حاکمان و قدرتمندان زمان و دنیاداران از خدا بی خبر و زاهدنماهای بی بصر است. هر چند در میان آثار او قصایدی که به سنت شاعران ستایشگر سروده شده است، اندک نیست، اما تفاوت این مدایح با آثار مشابه در این است که سعدی برخلاف دیگر گویندگان مداح متملق، به جای چاپلوسی و مبالغه در اوصاف ممدوح، غالبا به عنوان ناصحی دلسوز و بیم دهنده، صاحبان زر و زور و تزویر را به بی ثباتی دنیا و زوال پذیری قدرتهای مادی و بدفرجامی ستمگران متوجه می کند و با تازیانه هوشیاری بخش ملامت و نصیحت، به تأدیب ممدوحان خویش می پردازد و به دینداری و خداپرستی و عدالت و نیکوکاری دعوتشان می کند.
دکتر عبدالحسین زرین کوب در باب گلستان سعدی گفته است:
«سعدی در این کتاب ظریف که هشت باب بیش ندارد و دیباچه آن هم مثل باب هایش از سخنان تکلف آمیز عاری و از نکات اخلاقی و تربیتی مشحون است بین جد و هزل، بین قصه نویسی و مقامه پردازی و بین طیبت وتربیت چنان تلفیق معتدلی به وجود آورده است که در هیچ اثر دیگر همانند ندارد. در واقع با آن که اقوال نویسنده در جای جای کتاب خواننده را به چالش می طلبد و با آن که حکایاتش همه سر تا پا خالی از عیب و ایراد نیست، بعد از قرن ها که از تصنیف آن می گذرد چنان می نماید که نویسنده یک انسان هم عصر ماست. در بین ما سر می کند و از زبان ما سخن می گوید و با لحنی آمیخته به جد و هزل جامعه ما را که مثل جامعه او از ضعف های مزمن انسانی رنج می برد تصویر می کند و زشت و زیبای آن را چنان که هست نشان می دهد. از آن چه در آن انسانی است اظهار خرسندی می کند و از آن چه حاکی از خوی بهیمی ماست با لبخندی آکنده از یأس و ترحم می گذرد و به هر حال از عصر ما و زبان ما و حال ما فاصله زیادی نمی گیرد.
گلستان سعدی دنیا و انسان را چنان که هست تصویر می کند و بر خلاف بوستان وی، چندان به این که آنکه هست چگونه باید باشد ناظر نیست از این روست که انشای وی در این کتاب به نحو دهشت انگیزی مبتنی بر واقع نگریست - خاصه در توصیف دگرگونی های عالم و احوال و طبایع انسان. نثر کتاب هم تموج و تحرکی وقفه ناپذیر دارد که گویی با هر خواننده ای پویه ای دگرگون دارد و به نحو دیگر همراهی می کند. در هر حال گاه می جوشد و فوران می کند و به بالا می گراید و گاه در بستر خشک وادی های مطامع و اغراض هر روزینه حیات می غلطد و با کـُندی راه می پوید. اما هیچ جا راکد نیست و حتی در این کندپویی نیز هموراه کسانی را که در تقلید شیوه او پویه می آغازند با فاصله زیادی عقب می گذارد و باز پس نگه می دارد.»
زاهدی مهمان پادشاهی بود چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادت او تا ظنّ صلاحیت در حق او زیادت کنند.
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی کاین ره که تو میروی به ترکستان است
گفت در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید، گفت نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.
تا چه خواهی خریدن ای معذور روز درماندگی به سیم دغل
بخشهای شنیداری
۱۵ بخش- فصل اول/ حکایت اول۷ دقیقه و ۶ ثانیه
- فصل دوم/حکایت دوم۹ دقیقه و ۴۳ ثانیه
- فصل سوم/حکایت سوم۹ دقیقه و ۵۲ ثانیه
- فصل چهارم/حکایت چهارم۸ دقیقه و ۳۴ ثانیه
- فصل پنجم/حکایت پنجم۱۴ دقیقه
- فصل ششم/حکایت ششم۱۱ دقیقه
- فصل هفتم/حکایت هفتم۹ دقیقه و ۲۱ ثانیه
- فصل هشتم/حکایت هشتم۷ دقیقه و ۲۷ ثانیه
- فصل نهم/حکایت نهم۸ دقیقه و ۴ ثانیه
- فصل دهم/حکایت دهم۸ دقیقه و ۴۳ ثانیه
- فصل یازدهم/حکایت دوازدهم۱۳ دقیقه
- فصل دوازدهم/حکایت چهاردهم۱۱ دقیقه
- فصل سیزدهم/حکایت شانزدهم۱۲ دقیقه
- فصل چهاردهم/حکایت هفدهم۹ دقیقه و ۴۷ ثانیه
- فصل پانزدهم/ حکایت هجدهم۱۲ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۲۶ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۳۱ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست