دربارهٔ این اثر
«کچلِ زالِ سیاه» با ننه پیرش زندگی می کند و هیچ کار و باری ندارد، مگر اینکه ترک های در و دیوار را بشمرد، اما یک شب ناگهان به سرش می زند که کاری برای خودش دست و پا کند و سر و سامانی بگیرد و زندگی راه بیندازد....
پس سر صندوقچه قدیمی پدرش می رود تا ببیند چه دستگیرش می شود که غیر از یک تفنگ چیزی گیرش نمیآید. از قضا «زال سیاه» با همان تفنگ قدیمی که از پدرش به ارث باقی مانده بود، به شکار می رود و جانور عجیب و غریبی شکار می کند. اما تا این خبر به گوش پادشاه می رسد، درِ خانهاش را از پاشنه درمیآورند و اعلام می کنند که این شکار فقط درخور پادشاه است. زال سیاه نیز به ناچار شکار را تقدیم پادشاه می کند و پادشاه نیز در عوض، طبق خواسته زال سیاه، قول وزارت دربار را به او می دهد؛ اما وزیر از سپردن کلاه وزارت به زال سیاه خودداری می کند و بهانه می آورد و آن را به روز بعد موکول می کند؛ زیرا ترجیح می دهد قبل از این اقدام با همسر زیرکش، ماجرا را درمیان بگذارد.
زن وزیر دسیسه می چیند و به گمان خودش زال سیاه را پی نخود سیاه می فرستد. زن وزیر می اندیشید که پیش پای زال سیاه، شکارهای سخت و غیرممکن بگذارند تا بی کفایتی او بر شاه آشکار شود و از این تصمیم سرباز زند. وزیر هم در پی نقشهای پادشاه را برآن می دارد تا زال سیاه را پی شکارهایی همچون «شیر چهل مادیون» و «اژدهای کوه سیاه» و ... بفرستد و زال سیاه هم به همراه ننه به شکار می روند و درنهایت پادشاه از او می خواهد تا «دختر شاه فرنگ» را که سالهاست عاشق اوست، برایش بیاورد....
اما آیا دسیسههای زن وزیر مانع از وزارت زال سیاه می شود؟
آیا زال سیاه می تواند، به تنهایی، دختر شاه فرنگ را برای شاه بیاورد؟
بخشهای شنیداری
۵ بخش- فصل اول۲۹ دقیقه
- فصل دوم۲۷ دقیقه
- فصل سوم۲۵ دقیقه
- فصل چهارم۲۶ دقیقه
- فصل پنجم۲۶ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۴۲ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۱۳ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست