دربارهٔ این اثر
غریبهای که وارد کاروانسرا شد تنومند و چشم آبی بود. او مدعی بود که قاصد مشتی مراد است، شاهدش هم گاری مشتی بود نام او ...
رشت تابستان 1320 عطای جوان بعد از مرگ پدربزرگش، میرزا رفیع، در کاروانسرا مشغول به کار میشود. او دست در دخل و حساب دارد و سر در کتاب. عطا شیفته ادبیات است، روزی شخصی وارد کاروانسرا میشود و میگوید از جانب مشتی مراد پیلهور آمده است، ثانی نیز که مدتی است به واسطه بیرون کردن مهتر خود که دست کج بود، دنبال مهتری با وجدان و دست پاک میگردد، غریبه را به مهتری برمیگزیند و غریبه نیز که به دنبال جای خواب و غذاست، این پیشنهاد ثانی را با استقبال میپذیرد، اما عطا به این تازه وارد مشکوک است و به دنبال نام و نشان اوست.
در این اوضاع مأموران نظمیه سر میرسند و غریبه نگران میشود که نکند به دنبال او آمدهاند، اما مأموران در پی عطا آمدهاند تا او را به اجباری ببرند. ثانی که عطا را رقیب سرسختی در کاروانسرا برای خود میدید، او را به مأموران لو داده بود.
در راه تهران عطا با شخصی به نام مسرور آشنا میشود. او یک روستایی ساده دل و اهل ورسک است و به علت دعوا با خان زیادت طلب روستایش به اجباری فرستاده شده است. مسرور نگران یک موضوع است....
بخشهای شنیداری
۱۵ بخش- فصل اول۲۸ دقیقه
- فصل دوم۲۶ دقیقه
- فصل سوم۲۹ دقیقه
- فصل چهارم۲۵ دقیقه
- فصل پنجم۳۲ دقیقه
- فصل ششم۳۲ دقیقه
- فصل هفتم۲۹ دقیقه
- فصل هشتم۳۱ دقیقه
- فصل نهم۳۲ دقیقه
- فصل دهم۲۹ دقیقه
- فصل یازدهم۲۶ دقیقه
- فصل دوازدهم۳۱ دقیقه
- فصل سیزدهم۳۶ دقیقه
- فصل چهاردهم۳۵ دقیقه
- فصل پانزدهم۳۴ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۵۶ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۷ ساعت و ۳۶ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست