دربارهٔ این اثر
«فرامرز» با تحصیلات علوم دامی، به عنوان سرباز معلم، به روستای «چمن لاله» میرود و برای ساخت شرکت تعاونی با مخالفت «اردشیر گرازدست» روبهرو میشود. در این بین او عاشق «ماهرخ»، برادرزاده اردشیرخان، شده است و حال باید دل او را به دست بیاورد.
«فرامرز» به عنوان سرباز معلم با تحصیلات علوم دامی به روستای «چمن لاله» میرود و قرار میشود تا با تلاش اهالی آنجا، یک روستای نمونه بسازند؛ اما وقتی میخواهند ساختن شرکت تعاونی را آغاز کنند، با مخالفت «اردشیر گرازدست» روبهرو میشوند و بلوایی برپا میشود. درنهایت هم اردشیرخان به خاطر دلخوری از اهالی، با گله اش به صحرا میرود که خلوت کند و دور از روستا باشد.
فرامرز هم که بابت آشنایی با «ماهرخ خانم»، دختر «کدخدا رئوف» و برادرزاده اردشیرخان، دل در دلش نیست، میخواهد هرجور شده دل اردشیرخان را به دست بیاورد تا بتواند شرایط خواستگاری را فراهم کند. بالأخره دست تقدیر باعث می شود فرامرز به روستا بیاید و ببیند دختر کدخدا در همان دانشگاهی که وی درس خوانده، دانشجو است و او نیز علوم دامی میخواند. فرامرز راهی صحرا میشود تا هر طور شده اردشیرخان را راضی کند که برگردد.
بخشهای شنیداری
۷ بخش- فصل اول۳۱ دقیقه
- فصل دوم۲۵ دقیقه
- فصل سوم۲۴ دقیقه
- فصل چهارم۲۳ دقیقه
- فصل پنجم۲۳ دقیقه
- فصل ششم۲۳ دقیقه
- فصل هفتم۲۸ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۴ دقیقه و ۱۹ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۵۶ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست