دربارهٔ این اثر
نویسنده ای دست به نوشتن رمانی میزند، اما در نیمه های داستان باز میماند؛ زیرا شخصیت اصلی آن، «ایکار»، فرار می کند. نویسنده به پاریس میرود و ....
«لوبر» رمان نویس بزرگ و پر آوازه ای است. او در سر داشت تا رمانی تازه بنویسد. اما «ایکار» شخصیت اصلی رمان، از شرایطی که در رمان دارد، ناراضی است و برای همین پا به فرار میگذارد.
لوبر، به همکار نویسندهاش شک میکند. به خانهاش میرود و پیش نویس رمان تازهاش را بررسی میکند. او حتی فکر میکند که همکارش اسم مستعاری برای شخصیت رمان او انتخاب کرده و شخصیت او را دزدیده است.
همکارش به او پیشنها میکند با یک کارآگاه خصوصی وارد مذاکره شود. او هم نزد «مورکول»، کارآگاه زبده شهر، میرود.
کارآگاه همه تلاشش را میکند تا جزئیات بیشتری از شخصیت ایکار به دست بیاورد.
لوبر به کارآگاه میگوید هنوز شخصیت ایکار به طور کامل شکل نگرفته بود و او قصد داشت از ایکار شخصیتی شاعرانه خلق کند؛ شخصیتی که بتواند شعر، رخوت فصل بهار و غنچه گل سرخ را دوست داشته باشد؛ همان چیزهایی که خود نویسنده علاقهای به آنها نداشت....
بخشهای شنیداری
۱۱ بخش- فصل اول۲۷ دقیقه
- فصل دوم۲۳ دقیقه
- فصل سوم۲۵ دقیقه
- فصل چهارم۲۴ دقیقه
- فصل پنجم۲۵ دقیقه
- فصل ششم۲۴ دقیقه
- فصل هفتم۲۵ دقیقه
- فصل هشتم۲۵ دقیقه
- فصل نهم۲۴ دقیقه
- فصل دهم۲۵ دقیقه
- فصل یازدهم۲۵ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۱۴ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۴ ساعت و ۳۲ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست